تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
ديد كه نور حضرت محمد است صلى الله عليه و آله و ديدم كه عالم پر شد از بوى خوش ، ديگر نظر كرد ديد كه چهار نور از چهار جانب او را احاطه كرده‌اند و اين انوار بنور او اشبه بودند و از عقب اين انوار انوار ديگر ديد كه در روشنايى و عظمت شبيه به اين انوار بودند و در عقب اين انوار انوار ديگر ديد كمنورتر از آنها بعدد ستاره هاى آسمان و اينها متفاوت بودند بعضى از اينها از بعضى روشنتر بود ، ديگر سياهى ديد مانند شب تار از اطراف مانند سيل مىآمدند تا آن كه عالم را سياه كردند با نهايت قباحت و بد بويى حضرت آدم از مشاهده اينها حيران شد و گفت اى خداوندى كه هر غيبى نزد تو ظاهر و هويداست و اى آمرزنده گناهان و اى صاحب قدرت قاهره و اى صاحب مشيت غالبه كيست اين خلق سعادتمند كه او را مكرم ساختى و بر همه عالميان او را رفعت و بلندى كرامت فرمودى و كيستند اين انوارى كه آن نور اكبر را احاطه كرده‌اند پس حق سبحانه و تعالى وحى كرد به او كه اين جماعت وسيله تو و وسيله سعادتمندان خلق منند كه در هر امرى كه ايشان را پيش مىآيد در خلاصى از آن ايشان را وسيله مىسازند و مىگويند الهى به حق ايشان كه مرا نجات ده فلان حاجت مرا بر آور به فلان رتبه مرا برسان . ايشانند كه بر همه عالميان سبقت و پيشى گرفته‌اند با قرار به وحدانيت من ، ايشانند كه شفاعت كنندگان خلايقند و شفاعت ايشان مقبول است ، ايشانند كه عالميان ايشان را شفيع خود مىگردانند در دنيا و عقبى و اين احمد ( ص ) بهتر و اكمل و اشرف و سيد ايشان است ، و بهترين مخلوقات من است او را دانسته از همه خلايق برگزيده‌ام يعنى مستحق برگزيدن بود و نام او را از نام خودم بيرون آوردم منم محمود و اوست محمد ، و اين نور مثل اوست و برادر اوست و
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 260 | محمد تقي المجلسي ( الأول )