Skip to main content

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — Page 229

Contributors:

P.229
حضرت امام حسين صلوات الله عليه كه فرمودند كه در بعضى از سالهاى زمان حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه جمع شد روز جمعه با غدير پس چون پنج ساعت از روز گذشت بر منبر رفتند و حمد و ثناى الهى به نحوى كردند كه گوش كسى نشنيده بود چنان حمدى را ، و ثنائى چند كردند كه زبان كسى به آن ثناها نگشته بود و از جمله آن چه در خاطرها مانده بود اين بود كه جميع محامد و ثناها مخصوص خداوندست كه با آن كه بى نياز بود از حمد خلايق حمد ايشان را وسيله گردانيد كه به آن وسيله راهى داشته باشد از راههاى اعتراف به خداوندى و بى نيازى و واجب الوجوديت ، و پروردگارى ، و يگانگى او يعنى اگر نه آن بود كه حق سبحانه و تعالى اين راه حمد را گشوده است كرا ياراى اين بود كه در مقام ثناى او در آيد و كرا ياراى آن بود كه در مقام معرفت او درآيد پس چون بفضل خود رخصت حمد و ثنا فرمود و تا فى الجمله معرفتى نباشد چه دانند كه چگونه او را حمد مىبايد كرد پس به راهنمودن الهى خلايق را به حمد راهنمايى كرد ايشان را به معرفت خداوند كه بدانند كه اوست واجب الوجود بالذات و غنى بالذات ، و همه خلايق را رو به اوست كه همه را از كتم عدم بديد آورده و همه را تربيت مىفرمايد ظاهرا و باطنا و در جميع اين مراتب يگانه است در ذات و صفات ، و صفات او عين ذات اوست و حمد خداوندى را كه حمد و ثنا را سبب ازدياد رحمت خود گردانيد و دست آويزى ساخت محامد خود را از جهة طلب فضل و احسان او چه ظاهر است كه اصل مدح شعرا طلب احسان است از ممدوح و احتياج بطلب حاجت نيست و مستور گردانيد در باطن الفاظ حمد و ثنا حقيقت اعتراف را چون بنده مىگويد كه جميع محامد از اوست پس جميع كمالات از او خواهد بود پس اعتراف كرده است كه توفيق