تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
فرمودند كه بگوئيد كه چه حاجتست گفتند مىخواهيم كه ضامن شوى از جانب پروردگارت كه ما را به بهشت برد حضرت سر به زير انداختند و خطى به زمين مىكشيدند و ظاهرا انتظار وحى مىبردند پس سر مبارك بالا كردند و فرمودند كه ضامن مىشوم به اين شرط كه از هيچ كس چيزى نطلبيد مگر از خدا و ايشان به شرط خود وفا كردند كه بسيار بود كه در سفر تازيانه از دست ايشان مىافتاد و كسى نزد ايشان بود و ليكن نمىخواستند كه سؤال كنند از چهار پا به زير مىآمدند و آن را برمىداشتند و بسيار بود كه بر سر خوانى نشسته بودند و بعضى به آب نزديكتر بودند نمىگفتند كه آب را بده خود برمىخواستند و مىآشاميدند ( و قال صلَّى الله عليه و آله استغنوا عن النّاس و لو بشوص السّواك ) ( 1 ) و از حضرت سيد الانبياء منقول است كه استغنا ورزيد از مردمان و اگر دهند مگيريد چه جاى آن كه طلب كنيد اگر چه بماليدن مسواك ديگران باشد به دندان خود يا آن قدر بماليد كه قدرى كه ريشه كرده باشد بريزد و مسواك پس دهيد و احاديث در فضيلت استغنا از حد حصر بيرونست ( و قال الصّادق صلوات الله عليه المنّ يهدم الصّنيعة ) ( 2 ) و منقول است كه آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه منت نهادن ضايع مىكند احسان را . ( و قال رسول الله صلَّى الله عليه و آله انّ الله تبارك و تعالى كره لي ستّ خصال و كرهتهنّ للأوصياء من ولدى و اتباعهم من بعدى العبث فى الصّلاة و الرّفث فى الصّوم و المنّ بعد الصّدقة و اتيان المساجد جنبا و التّطلَّع فى الدّور و الضّحك بين القبور )