نشود پس بدست بمال تا خشك شود .
( « و سال ليث المرادىّ ابا عبد الله صلوات الله عليه عن الرّجل يرعف زوال الشّمس حتّى يذهب اللَّيل قال يومى ايماء برأسه عن كلّ صلاة » )
صدوق سند خود را بليث ثقه ذكر نكرده است و ظاهرا از كتاب او برداشته است و اكثر اوقات احاديث ليث را از عبد الله ابن مسكان روايت مىكند و طريقش بعبد الله صحيح است پس ظاهرش صحة باشد كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه از شخصى كه خون از بينى او روان شود از پيشين و بند نشود تا اكثر شب برود چه كند حضرت فرمودند كه ايما مىكند به سرش از جهة ركوع و سجود در همه نمازها تا بند شود .
و در حديث حسن كالصحيح از حلبى منقول است كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه از شخصى كه خون از بينى او آيد و بند نشود تا وقت نماز داخل شود حضرت فرمودند كه به چيزى از پنبه و امثال آن بينى را پر مىكند و نماز مىكند و نماز را طول نمىدهد اگر ترسد كه خون روان شود و حضرت فرمودند كه اگر در نماز واجب پيش از فارغ شدن از آن رو را از قبله بگردانى نماز را اعاده كن اگر التفات فاحش باشد يعنى رو كند به پشت قبله يا به بدن بگردد و الله تعالى يعلم و مثل اين حديث است در رعاف حديث موثق سماعه از آن حضرت صلوات الله عليه .
( « و روى عمر بن اذينة عنه صلوات الله عليه انّه ساله عن الرّجل يرعف و هو فى الصّلاة و قد صلَّى بعض صلاته فقال إن كان الماء عن يمينه او عن شماله او عن خلفه فليغسله من غير ان يلتفت و ليبن على صلاته فان لم يجد الماء حتّى يلتفت فليعد الصّلاة قال و القيء مثل ذلك » )
و بسند صحيح منقول است از ابن اذينه از حضرت امام جعفر صادق
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 324
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٣٢٤