تكبير احرام و قانون محدثين اينست كه اول واجبات و مستحبات نماز را با هم ذكر مىكنند و در بابى ديگر ذكر مىكنند اخبارى را كه به آنها ركن و شرط و واجب و سنّت از يكديگر ممتاز شوند .
( و سال احمد بن محمّد بن ابى نصر البزنطى الرّضا صلوات الله عليه عن رجل نسى ان يكبّر تكبيرة الافتتاح حتّى كبّر للرّكوع فقال اجزاه )
و به اسانيد صحيحه و حسنه منقولست از بزنطى كه گفت سؤال كردم از آن حضرت صلوات الله عليه از شخصى كه فراموش كند تكبير احرام را تا آن كه تكبير ركوع را بگويد حضرت فرمودند كه مجزيست يعنى يك تكبير از جهت هر دو كافى است يا تكبير احرام از تكبير ركوع كافى است اگر چه قصد نكرده باشد و ظاهرا چنان باشد كه خواهد كه اقتدا كند به امامى و وقتى خبردار شد كه امام تكبير ركوع را گفت به خاطرش رسيد كه تكبير احرام نگفته است يك تكبير به قصد هر دو به جا مىآورد و ليكن ظاهر خبر اينست كه تكبير ركوع قايم مقام تكبير احرام مىشود و استبعادى ندارد كه سنّتى از واجب مجزى باشد .
و ليكن مرويست در صحيح از ابان از فضيل و ابن ابى يعفور از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه كه پرسيدند از شخصى كه تكبير احرام را فراموش كرده باشد تا تكبير ركوع را بگويد آيا تكبير ركوع مجزى است او را از تكبير احرام حضرت فرمودند كه نه بلكه اعاده مىكند نماز را هر گاه يقين داند كه تكبير احرام نگفته است ، و اشعارى دارد به آن كه يقين كم بهم مىرسد بلكه غالب اوقات شك است و خيال مىكند كه يقين است با آن كه نسى را در اول حمل مىتوان كرد بر شك و تاويل اول اظهر است و بنا بر اين منافاتى ندارد با حديث بزنطى زيرا كه از آنجا ظاهر شد كه تكبير احرام از تكبير ركوع مجزيست و از اينجا ظاهر مىشود كه تكبير ركوع از تكبير احرام مجزى نيست و محتمل است
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 242
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٤٢