توكَّلت على الحىّ الَّذى لا يموت و الحمد للَّه الَّذى لم يتّخذ صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولىّ من الذلّ و كبّره تكبيرا قال فلم يلبث ان عاد اليه فقال يا رسول الله اذهب الله عنّى وسوسة صدرى و قضى دينى و وسّع رزقي )
و به اسانيد متكثره منقول است از ابو حمزه كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند كه شخصى به خدمت حضرت سيّد المرسلين صلى الله عليه و آله آمد و گفت يا رسول الله از وسواسى كه در دل من افتاده است بسيار در عذابم و من مردى عيال بار ، قرضدار محتاجم علاجى از جهت همه امراض خود مىخواهم حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند كه مكرّر اين كلمات را بخوان كه ترجمه اش اين است كه توكَّل نمودم بر خداوندى كه زنده ايست كه هر گز نمىميرد و حمد و ثنا مخصوص خداونديست كه او را زن و فرزند نيست و در پادشاهى و خداوندى شريك ندارد و نبوده است او را لشكرى و مددكارى كه او را از مذلَّت و خوارى نگاه دارد و تكبير كن خداوند خود را و او را به بزرگى ياد كن حضرت فرمودند كه اندك زمانى شد كه آن شخص به خدمت حضرت آمد و گفت يا رسول الله خداوند عالميان زايل ساخت وسواس مرا و قرض مرا ادا نمود و روزى مرا فراخ گردانيد .
و به همين مضمون در حديث حماد ابن عثمان كالصحيح از آن حضرت صلوات الله عليه منقولست و غرض صدوق از نقل اين اخبار اين است كه در اكثر اوقات اين سهو و شك به سبب شيطان وسواس از اين كس صادر مىشود و علاج آن را اوّلا به دعا مىبايد كرد و بعد از آن به ضبط حساب به انگشترى و امثال آن .
( وفى رواية عبد الله بن المغيرة انّه قال لا باس ان يعدّ الرّجل