و كالصحيح منقولست از صفوان شتربان كه ديدم امام جعفر صادق صلوات الله عليه را كه چون نماز مىكردند و از نماز فارغ شدند دستهاى خود را بر بالاى سر مىبردند آن چه ظاهر است دست بردن از جهت دعاست از روى ابتهال و تضرع و اولى آنست كه وقتى برد كه گريهايد او را و جمعى كه چنين فهميدهايم كه گويا رحمت الهى فايض مىشود بنده آن را قبول مىكند و بدست خود مىگيرد چنان كه در حديث سابق دعا را بدست گرفت و ليكن مناسب اخبار بسيار معنى اولست و على اى حال شك نيست كه اقلا اين را طلب كند كه رب تقبل صلاتي يا ربنا تقبل صلواتنا و بر اين مضمون احاديث صحيحه و حسنه و كالصحيحه وارد شده است در باب وضو بعضى از آن گذشت .
( وقال ابو جعفر صلوات الله عليه ما بسط عبد يديه إلى الله عزّ و جلّ الَّا استحيى الله ان يردّها صفرا حتّى يجعل فيها من فضله و رحمته ما يشاء فاذا دعا احدكم فلا يردّ يديه حتّى يمسح بهما على رأسه و وجهه و فى خبر اخر على وجهه و صدره )
و منقولست كه حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه فرمودند كه هيچ بنده دستهاى خود را بالا نكرد و به جانب آسمان كه قبله دعاست مگر آن كه حق سبحانه و تعالى او را شرم مىآيد كه آن دست را خالى برگرداند تا آن كه حق سبحانه و تعالى در آن دست مىگذارد از فضل و رحمت خود آن چه را مىخواهد پس هر گاه يكى از شما دعا كند پس بايد كه دستهاى خود را بر نگرداند تا آن كه آن دستها را بر سر و روى خود بمالد و در حديث ديگر در اين تتمه كه تا بر رو و سينه خود نمالد ، و از حضرت صاحب الامر صلوات الله عليه منقولست كه فرمودند كه در غير نماز دست بر سر و روى خود بكشند و در نماز نشكند .
( وقال امير المؤمنين صلوات الله عليه من اراد يكتال