تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
روايات سابقه مذكور شد . و در قوى منقولست از حسن بن جهم كه گفت عرض نمودم به خدمت حضرت امام رضا صلوات الله عليه كه من به بازار مىروم و موزه مىخرم و نمىدانم كه مذكى است يا نه حضرت فرمودند كه با آن نماز كن عرض نمودم كه كفش نيز چنين است فرمودند كه بلى چنين است عرض نمودم كه خاطرم جمع نمىشود فرمودند كه حضرت امام موسى كاظم صلوات الله عليه مىپوشيدند و با آن نماز مىكردند نمىخواهى كه متابعت آن حضرت كنى . و در حديث صحيح منقولست از ابراهيم بن مهزيار كه به خدمت حضرت صاحب الامر عريضه نوشتم و سؤال كردم از نماز در سر موزه و سر موزه از جهت من آورده بودند به خدمت حضرت فرستادم كه نماز در اين مىتوان كرد حضرت فرمودند كه بلى نماز در اين مىتواند كرد و ظاهرا غرض از فرستادن اين بوده كه مشايخ مىگفته‌اند كه نماز نمىتوان كرد در چيزى كه پشت پا را به پوشاند و ساق نداشته باشد و غالب اوقات سر موزه كل پشت پا را نمىپوشاند چه جاى ساق چون سر موزه از اين جهت است كه اگر خواهند كفش را بكنند و موزه را نكنند و اين سر موزه فى الحقيقة كفش است و حضرت تجويز فرمودند و ممكن است سر موزه را به هديه فرستاده باشد از جهة آن حضرت و غرضش اين باشد كه چون در غالب از بلخ و بخارا مىآورده‌اند و ايشان ميته را به دباغت پاك مىدانستند مىخواست كه بداند كه حضرت در آن نماز مىكند يا نه چنان كه در ردا گذشت و على أيّ حال جواب دلالت مىكند بر جواز نماز در مانند كفش و مسحى اگر چه ساق نداشته باشند و اگر نماز نكند بهتر است اما اگر نعل عربى باشد سنّت است در آن نماز كردن . چنان كه در احاديث صحيحه وارد شده است كه حضرات ائمه هدى
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 415 | محمد تقي المجلسي ( الأول )