قيمت پس عرض نمودم كه اين جامه كه پوشيدهام از پوشيدنش كراهت دارم حضرت فرمودند كه از كدام جامهء كارهى عرض نمودم كه از طيلسان فرمودند كه چرا گفتم خز است فرمودند كه خز چه بدى دارد گفتم تارش ابريشم است حضرت فرمودند كه كراهت ندارد كه تارش ابريشم باشد و نه تكمه و نه علمش آن بد است كه محض ابريشم باشد مردان را و كراهت ندارد زنان را .
و در موثق كالصحيح از آن حضرت صلوات الله عليه منقولست كه در جامه كه در آن ابريشم باشد اگر غير ابريشم با آن باشد باكى نيست .
( وقد وردت الاخبار بالنّهي عن لبس الحرير و الدّيباج و الابريسم المحض و الصّلاة فيه للرّجال و وردت الرّخصة فى لبس ذلك للنساء و لم ترد بجواز صلاتهنّ فيه فالنّهى عن الصّلاة فى الإبريسم المحض على العموم للرّجال و النّساء حتّى يخصّهنّ خبر بالإطلاق لهنّ فى الصّلاة فيه كما خصّهنّ بلبسه )
و بتحقيق كه اخبار وارد شده است در نهى از پوشيدن جامه حرير و ديبا و ابريشم محض و از نماز كردن در حرير مردان را و احاديث وارد شده است كه جايز است زنان را پوشيدن حرير و اخبار وارد نشده است به آن كه جايز است ايشان را نماز كردن در حرير محض پس اخبار نهى از نماز در ابريشمينه محض بر عموم خود باقى است مردان و زنان را تا خبرى برسد كه هم چنان كه ايشان را جايز است پوشيدن جايز است نماز كردن اين نحو استدلال نه داب صدوقست بلكه داب مجتهدين است كه به آرا و ظنون عمل مىكنند و امثال اين دلايل معارض است به دلايل مثل آن مثلا در اينجا مىگوييم كه اصل در اشيا اباحت است حتى در عبادات چنان كه خواهد آمد كه هر چيزى جايز است تا نهى بخصوص آن بما برسد مع هذا تجويز پوشيدن حرير شده است زنان را در همه احوال و از جمله احوال حال صلاة است
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 400
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٤٠٠