منقولست از عبد الرحمن كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه از شخصى كه جنب شود در جامه كه محتلم شود و جامه اش نجس شود و جامه ديگر نداشته باشد و قدرت بر شستن آن نداشته باشد به آن كه آب نباشد يا اگر باشد خوف ضرر داشته باشد حضرت فرمودند كه در آن جامه نماز مىكند .
( وفى خبر اخر قال يصلَّى فيه فاذا وجد الماء غسله و اعاد الصّلاة )
و در خبرى ديگر وارد است كه عمار ساباطى بسند موثق روايت كرده است از آن حضرت صلوات الله عليه سؤال كردند از شخصى كه همين يك جامه داشته باشد و در آن جامه نماز نتوان كرد به آن كه نجس باشد و آبى بهم نرسد كه آن را بشويد چه كند حضرت فرمودند كه تيمّم مىكند و نماز مىكند و چون به آب مىرسد جامه را مىشويد و نماز را اعاده مىكند و ظاهرا صدوق عمل كرده است به اين حديث چون بحسب ظاهر منافاتى نيست ميان وجوب نماز و وجوب قضا مگر به اعتبار وجوه عقليه كه امر دلالت بر اجزا مىكند و بر تقدير تسليم وقتى مسلم است كه معارض نداشته باشد و چون صدوق عمل به موثقات مىكند بر او لازم است كه به اين خبر عمل نمايد و جمعى كه عمل به آن نمىكنند حمل بر استحباب مىكنند و شكى نيست كه احوط نماز است در جامه نجس و اعاده آن و اكثر اصحاب اين اخبار را حمل كردهاند بر حالتى كه برهنه نماز نتواند كرد و اگر تواند واجب مىدانند كه برهنه نماز كند به اعتبار حديث صحيحى كه محمد بن على حلبى از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه روايت كرده است كه هر گاه شخصى محتلم شود در صحرايى و به غير از يك جامه نداشته باشد و آب نباشد كه ازاله آن كند حضرت فرمودند كه تيمّم مىكند و برهنه نماز مىكند نشسته و ايما مىكند از جهت ركوع و سجود .
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٣٢٨