تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
و مراد از قبر عالم برزخ است و آن ما بين دنيا و آخرتست و ممكن است كه اجزاى بدن ميت را شعورى باشد و نهايت سرور و نهايت الم داشته باشد و ما ندانيم چنان كه هر گاه شخصى در خواب باشد در بهترين جاها خوابهاى موحش مىبيند و او در نهايت الم است و ما خبر نداريم بلكه در بيدارى قولنج و درد دندان دارد و ما خبر از درد او نداريم مستبعد نيست كه در هر جزوى حق سبحانه و تعالى دردها قرار دهد و كسى بر آن مطلع نباشد .
( وقال الصّادق صلوات الله عليه حدّ القبر إلى التّرقوة و قال بعضهم إلى الثّديين و قال بعضهم قامة الرّجل حتّى يمدّ الثّوب على رأس من فى القبر و امّا اللَّحد فانّه يوسّع به قدر ما يمكن الجلوس فيه ) و بسند صحيح از ابن ابى عمير از بعضى از مشايخ او منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند كه حد قبر تا چنبر گردنست به آدمى كه قامت وسط داشته باشد و بعضى گفته‌اند كه تا پستانهاست و بعضى گفته‌اند كه قدر قامت مرد است به مقدارى كه اگر جامه بر قبر كشند سر پيدا نباشد و اما لحد را چنان مىبايد كندن كه ممكن باشد در آنجا نشستن . و اين عبارت محتمل است كه حضرت آن را فرموده باشند و مراد اين باشد كه سنيان براى خود اين گفتگوها مىكنند اما آن چه حق است و حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله فرموده است آنست كه من گفتم . و اين نحو كلام وقتى از ايشان صادر مىشود كه سنى حاضر باشد چنان كه اكثر اوقات جمعى كثير از سنيان بواسطه شنيدن حديث در مجلس ايشان مىبوده‌اند . و احتمال دارد كه سخن ابن ابى عمير باشد كه راوى او به نحوى كه از او شنيده است نقل كرده است و على اى حال ظاهرش آنست كه آن دو قول باطل