تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
تعالى آن ثواب را به او مىدهد و اگر چه در واقع چنان نباشد . و عامه نيز اين حديث را نقل كرده‌اند و جمعى از اصحاب گفته‌اند كه بنا بر اين اين معنى متفق عليه باشد بين الفريقين و جمعى نقل اجماع نيز بر اين معنى كرده‌اند و محقق دوانى بحث كرده است كه علما در مستحبات عمل بحديث ضعيف كرده‌اند و مىكنند و چه فرقست ميان واجب و سنت هر دو حكم الله‌اند . و جواب داده‌اند كه ما عمل بحديث صحيح كرده‌ايم نه به ضعيف و ليكن آن چه ظاهر مىشود از طريقه قدما آنست كه ايشان عمل بحديث ضعيف نمىكرده‌اند مطلقا و امثال اين اخبار پيش ايشان صحيح است باصطلاح ايشان و الله تعالى يعلم .
( وقال جابر قال ابو جعفر صلوات الله عليه اذا لم يحضر الرّجل « 1 » الميّت تقدّمت المرأة وسطهنّ و قام النّسوة عن يمينها و شمالها و هى وسطهنّ تكبّر حتّى تفرغ من الصّلاة ) و بسند قوى از جابر منقولست بلكه چون صدوق از كتاب جابر روايت كرده است و جابر ثقه است حديث صحيح است و مشايخ اجازه جهالت و ضعف ايشان در كتابهاى متواتره ضرر ندارد و لهذا صدوق و كلينى حكم به صحت حديث جابر كرده‌اند و كتاب او از اصول أربعمائة است كه جميع مشايخ اعتماد بر او دارند و جمعى كه از جابر روايت كرده‌اند ضعف اكثر ايشان به اعتبار علو حال ايشان است چنان كه از تتبع يافته‌ام با آن كه مدار متقدمين بر كتب بوده است چنان كه از كتب رجال ظاهر است . و صدوق نيز در اول كتاب ذكر كرده است جابر مىگويد كه حضرت امام
هامش
« 1 » الرجال . خ .