مىشوند كه فلان كس ما مرد فلانى آمد ما نيز برويم تا تلافى بكنيم يا ما مىرويم تا آنها نيز بيايند همه اينها را مىكنند و ضايع مىكنند كه ثوابى نداشته باشند .
و محتمل است كه تفضل الهى اين ثوابها را بىنيت نيز بدهد نيز بدهد پس اگر با نيت باشد به قدر نيت مضاعف مىشود و حسرت ابدى بر ترك آن خواهد بود حق سبحانه و تعالى همه را از خواب غفلت بيدار كند تا هر يك را در هر حركت و سكونى عبرتها باشد بجاه محمد و آله الطاهرين .
( وقال ابو جعفر صلوات الله عليه من مشى مع جنازة حتّى يصلَّى عليها ثمّ رجع كان له قيراط و اذا مشى معها حتّى يدفن كان له قيراطان و القيراط مثل « 1 » احد )
و بسند قوى كالصحيح بل الصحيح عندى از حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه منقولست كه هر كه با جنازه پياده برود تا نماز بر او كند و برگردد او را يك قيراط اجر است و اگر پياده برود تا دفن كنند او را دو قيراط ثوابست كه قيراطى مثل كوه احد است .
و بحسب ظاهر منافاتى با حديث سابق ندارد و در واقع منافات ندارد از چند وجه يكى آن كه حضرت بيان دو كار او را فرمودند يكى رفتن و دويم انتظار با آن كه حتى يصلى را به مجهول نيز مىتوان خواند و ثواب صلاة را بظهور گذاشتند و تعزيه را بيان نفرمودند و ثواب اين دو چيز كه در نظر مردم كم بود بيان فرمودند .
وجهى ديگر آن كه غرض بيان اينست در اين حديث كه انتظار كشيدن تا دفن ثوابش مثل آمدن و نماز كردنست چنان كه اكثر نماز را كه مىكنند برمىگردند به توهم آن كه ثواب همين است و بفعل آمد حضرت مىفرمايند كه مثل
هامش
« 1 » مثل جبل . خ .