خروج آن حضرت كشيده باشند و جمعى از كفار را حشر نمايند كه در مقام قتل و قمع ائمه معصومين صلوات الله عليهم بوده باشند يا خواص شيعيان ايشان را آزار كرده باشند .
و احاديث متواتره در رجعت واقع شده است و قدماء علماء شيعه هر يك كتابى على حده در رجعت تصنيف كردهاند و اگر كسى خواهد تعداد ايشان را رجوع كند به فهرست شيخ الطائفه و فهرست شيخ نجاشى كه در ضمن شمردن كتابهاى علماى شيعه و محدثين شيعه در بسيارى هست كه : له كتاب فى الرّجعة و له كتاب في المتعة با آن كه در قرآن مجيد حكايت رجعت عزير و ارميا و مبعوث گردانيدن قوم ايشان هست چنان كه فرموده است * ( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ الله مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ ) * « 1 » ديگر حكايت هفتاد كسى كه با حضرت موسى به كوه طور رفته بودند و طلب رؤيت الهى كردند و حق سبحانه و تعالى صاعقه فرستاد كه همه سوختند و حضرت موسى دعا كرد تا همه زنده شدند .
و در صحاح سته روايت كردهاند بطرق متكثره كه حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله فرمودند كه هر چه در بنى اسرائيل واقع شده است در امت من واقع خواهد شد . و اين حديث در كتاب صلاة خواهد آمد إن شاء الله تعالى و انكار رجعت صغرى مثل انكار رجعت كبرى است كه كفار مىكردند .
و در حديث صحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه وارد است كه فرمودند كه هيچ بندگى حق سبحانه و تعالى بهتر از اداء حق برادر مؤمن نيست .
هامش
« 1 » آيهء 244 - سورة البقرة .