تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
كه خون حيض غذاى ولد است پس ظاهر آن است كه نيايد حيض در حمل چنان كه غالب آن است كه نمىآيد و همچنين تا شير مىدهد چون خون شير مىشود لهذا بيان كرد كه گاه هست كه آن چه از غذا زياد مىآيد رحم دفع آن مىكند . و در اين باب احاديث بسيار وارد شده است چنان كه ده حديث صحيح ، و پنج حديث كالصحيح وارد شده است كه حيض با حمل جمع مىشود و يك حديث صحيح و يك حديث ضعيف وارد شده است كه جمع نمىشود . و جمع بين الاخبار از اخبار ظاهر مىشود به آن كه اگر خون بسيار باشد و به صفت حيض باشد و در عادت آن زن يا قريب به عادت بيايد و اقلا سه روز بيايد حيض است . و خبر صحيحى وارد شده است بر عدم جمع ، چنين وارد شده است كه هر گاه يك دفعه يا دو دفعه بيايد حيض نيست پس آن چه صدوق گفته است صحيح است و ليكن انسب آن بود كه آن شرط را نيز ذكر كند كه در عادت يا قريب به عادت بيايد چون اين شرط در حديث صحيح عالى السند معمول اصحاب وارد شده است .
( والحائض اذا طهرت فعليها ان تقضى الصّوم و ليس عليها ان تقضى الصّلاة ) و حايض هر گاه طاهر شود و خون بند شود پس بر او واجب است كه قضاى روزه بكند و بر او نيست كه قضاى نماز بكند و در اين باب روايات متواتره وارد شده است بلكه از ضروريات دين است كه اگر كسى انكار اين كند كافر است و خوارج قايلند بوجوب قضاى نماز و ايشان داخل مسلمانان نيستند بلكه بدترين كفارند . ( وفى ذلك علَّتان إحداهما ليعلم النّاس انّ السّنة لا تقاس و الاخرى لأنّ الصّوم انّما هو فى السّنة شهر و الصّلاة فى كلّ يوم و ليلة فاوجب الله عزّ و جلّ عليها قضاء الصّوم و لم يوجب عليها قضاء
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 632 | محمد تقي المجلسي ( الأول )