تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
بر آن باشد كراهت دارد و ليكن كمتر از آن كه اسم الله بر آن باشد ، و ملحق ساخته‌اند به آن اسامى ائمه معصومين و اسامى پيغمبران ديگر را چون منافات به تعظيم دارد اگر مقصود از آن اسم ايشان باشد مثل آن كه نوشته باشد محمد رسول الله ، اما گر اسم هم نام ايشان باشد مثل محمد ، على قصور ندارد بخلاف اسم الله كه مطلقا خوب نيست كه با او باشد مثل عبد الله هر چند اسم شخصى باشد همان الله اسم الهى است بهر حالى كه باشد ، مگر آن كه از اسامى مشتركه باشد مثل محمد كريم ، و محمد رحيم كه قصور ندارد . و دور نيست كه مراد حضرت از حديث دوم اين باشد ، و علما ذكر كرده‌اند كه اگر نجاست به اينها رسد حرامست چون منافى تعظيم ايشان است ، و از اينجا استنباط كرده‌اند كه نمىبايد كه با خود ببرد قرآن را يا آيهء از قرآن را اگر اسم خدا داشته باشد البته و الا باز منافى تعظيم قرآن است ، و ظاهرش آنست كه صدوق استنباط نكرده باشد بلكه حديثى بر اين مضمون ديده باشد . و در حديث موثق از آن حضرت صلوات الله عليه منقولست كه مكروهست كه با خود برد در خلا شاهى سفيد را مگر آن كه آن را در جائى بسته باشد ، يا در كيسه سر بسته باشد و ظاهرا كراهت به اعتبار آنست كه در شاهى سفيد اسم خدا و رسول منقوش مىبوده است چنان كه الحال هست .
( وكذلك اذا كان عليه خاتم فصّه من حجارة زمزم نزعه عند الاستنجاء ) و همچنين هر گاه انگشترى داشته باشد كه نگينش از سنگ ريزه چاه زمزم باشد در حال استنجا از دست بيرون آورد . شيخان رضى الله عنهما در حديث صحيحى روايت كرده‌اند كه يكى از وكلاى حضرت امام حسن عسكرى صلوات الله عليه به حضرت عرض نمود كه چه مىفرمايد در نگين انگشترى كه از سنگ ريزه چاه زمزم باشد حضرت