تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
نمىكنند و همگى دلالت مىكند بحسب ظاهر بر آن كه آب چاه به ملاقات ميته نجس نمىشود . و ممكنست كه حمل كنند بر آن كه مراد راويان از علم ظن بوده است كه چون الحال ديده‌اند گمان كرده‌اند كه پيشتر افتاده بوده است و ليكن اين گمان بد است به فضلاى اصحاب آن حضرت كه علم را از ظن فرق نكرده باشند و دلالت مىكند بر عدم قبول بئر نجاست را مگر با تغير ، با احاديث بسيار كه بعد از اين مذكور خواهد شد إن شاء الله در مبحث چاه .
( والفأرة و الكلب اذا اكلا من الخبز او شمّاه فانّه يترك ما شمّاه و يؤكل ما بقى ) و موش و سگ هر گاه از نانى بخورند يا بو كنند پس نمىخورند از آن موضعى كه اينها بو كرده‌اند يا خورده‌اند و باقى را مىخورند چون غالب اوقات نزديك بينى هر دو تر مىباشد ، در خوردن و بوييدن سگ نخوردن به واسطهء نجاست است و در موش از جهت كراهت يا ترك هر دو از روى استحباب باشد هر چند آنجا را آب كشند و پاك شود و كراهت خوردن به واسطهء آنست كه سبب نسيان مىشود يا قائل شويم به حرمت در خوردن موش نيز هر گاه رطوبت لعاب آن در نان باقى باشد به اعتبار خباثت نه به اعتبار نجاست . و اين مضمون در حديث صحيح على بن جعفر و حديث موثق عمار وارد شده است و احاديث بسيار وارد شده است در كراهت سؤر موش و در آن كه خوردن آن سبب نسيانست و در مناهى خواهد آمد .
( ولا باس بالوضوء من الحياض الَّتى يبال فيها اذا غلب لون الماء البول و ان غلب لون البول الماء فلا يتوضّأ منها ) و باكى نيست وضو ساختن از حوضهائى كه در آنجا بول مىكنند هر گاه غالب باشد رنگ آب بر رنگ بول و اگر غالب باشد رنگ بول بر رنگ آب پس از آنجا وضو نمىتوان ساختن و علما حمل كرده‌اند اين خبر را بر آن كه حوض كر باشد چون غالب
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 249 | محمد تقي المجلسي ( الأول )