سباع و غير آن هر چه گوشت آن را نخورند به مفهوم نه صريحا و بعضى را صدوق ذكر خواهد كرد .
( فان وقع وزغ فى اناء فيه ماء أهريق ذلك الماء ) پس اگر چلپاسه در ظرفى افتد كه آب داشته باشد ، يا داخل شود و بيرون آيد آن آب را بايد ريخت . و همين عبارت در حديث صحيح وارد شده است و ظاهرا ريختن آب بواسطه زهر است ، نه از جهت نجاست ، چون نفس سائله ندارد . و اخبار گذشت كه هر چه نفس سائله ندارد پاك است .
و در حديث صحيح وارد شده است از على بن جعفر كه گفت سؤال كردم از برادرم موسى بن جعفر صلوات الله عليهما از عظايه كه نوعيست از وزغه و در خانها مىباشد به شكل مار و دست و پا دارد شبيه به آدميست و از مار و وزغه كه از آن بزرگتر است و در صحراها مىباشد ، و آن را چلپاسه ، و آفتاب پرست مىگويند كه هر گاه اينها در آب روند ، و نمىرند در آب آيا از آن آب وضو مىتوان ساخت ؟ حضرت فرمودند كه باكى نيست .
پس جمع مىتوان كرد به آن كه امر به ريختن از جهت اين باشد كه مبادا كسى آن آب را بخورد و سم به او ضرر رساند ، اما وضو توان ساخت يا ريختن آب از روى استحباب باشد ، و وضو ساختن مكروه باشد چنان كه اكثر علما گفتهاند ، يا اگر بميرد آب را بايد ريخت و اگر نميرد نه ، و اين جمع ظاهرتر است اگر چه ريختن بهتر است و الله تعالى يعلم .
و وزغ شامل اين هر دو هست و شامل لحكه نيز هست كه از اينها خوردتر است و در صحراها مىباشد و انگشت عروسانش مىگويند . و اما آن چه در فارسى آن را وزغ مىگويند عرب آن را ضفدع مىگويد ، و نزد علماء شيعه كراهت ندارد ، و جمعى از سنيان آن را نجس مىدانند و جمعى مكروه .
( وان وقع فيه كلب او شرب منه أهريق الماء و غسل الاناء ثلث