( وأمرتهم بنصب حجج معصومين ) يعنى امر كردى پيغمبران را كه نصب نمايند بعد از خود اوصيائى چند را كه معصوم بوده باشند .
علامه حلى در كتاب الفين هزار برهان ذكر كرده است كه لازم است كه امام معصوم بوده باشد ، و چون عصمت امريست كه بر آن اطلاع ممكن نيست مگر حق سبحانه و تعالى را پس ناچار است از نص نبى يا وصى معصوم بر او . و در آيات و روايات هست كه همه انبياء وصيت نمودهاند ، و وصى از براى خود مقرر ساختند ، على الخصوص پيغمبر آخر الزمان صلَّى الله عليه و آله كه در غدير خم و غير آن نصوص متواتره فرمود بر امامت ائمه اثنا عشر چنان كه خواهد آمد در باب وصيت ، و در آنجا مجملى مذكور خواهد شد .
( يدعون إلى سبيلك بالحكمة و الموعظة الحسنة ) يعنى حال آن كه حجج يا انبياء و حجج كار ايشان اين بود كه خلق را دعوت مىنمودند ، و مىخواندند به راه معرفت و عبادت تو به حكمت و موعظه نيكو . مشهور آنست كه مراد از حكمت كتاب الله است ، و مراد از موعظه سنت نبى الله است صلى الله عليه و آله ، و بعضى گفتهاند كه حكمت اصول دين است كه دلايل او معلوم است ، و موعظه فروع دين است ، يا آن كه حكمت آنست كه با علما به براهين سخن گويد ، و موعظه حسنه با عوام به خطابيات . و اظهر آنست كه حكمت عبارتست از آن كه ايشان را بحسب مصلحت وقت هدايت نمايد گاهى به دلايل ، و گاهى به شمشير ، و موعظه حسنه نصيحتهاى مشتمل بر وعد و وعيد است و الله تعالى يعلم .
( لئلَّا يكون للنّاس عليك حجّة بعدهم ) يعنى پيغمبران مؤيد به معجزات فرستادى با كتابها و با بشارت و انذار از روى حكمت و موعظه هاى نيكو تا نبوده باشد آدميان را حجتى بر تو بعد از فرستادن پيغمبران ، و نگويند كه اگر پيغمبران مىفرستادى هر آينه ما ايمان مىآورديم و بندگى مىكرديم ، و اين
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 167
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص١٦٧