شَيْءٌ ) * « 1 » يعنى هيچ چيز از ممكنات شباهت به حق سبحانه و تعالى ندارد ، و باز فرموده است كه * ( لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ ) * « 2 » يعنى بصرها يا بصيرتها ادراك او نتوانند نمود ، و خود فرموده است * ( وَما قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِه ) * « 3 » يعنى بندگان بزرگى الهى را ادراك نكردهاند و نمىتوانند كرد چون حق تعالى شأنه خود نقيض خود بفرمايد ؟ زيرا كه اگر اين صفات با صفات شبيه باشد ، شبيه اجسام و مخلوقات خود خواهد بود . و إن شاء الله در محل خود با همه تأويلات مذكور خواهد شد .
( واقول انّك عدل فيما قضيت حكيم فيما أمضيت ) يعنى مىگويم و اعتقاد دارم كه تو عادلى در آن چه قضا فرمودهء ، و حكيمى در آن چه امضاء كردهء و جارى ساختهء . و بر بندگان مسأله ذاتيست كه حسن و قبح اشياء عقلى است يعنى عقل در فهميدن بعضى از چيزها مستقل است مثل آن كه عقل مىيابد كه حق سبحانه و تعالى عادل است به آن كه ظلم بر وى محال است و بظلم ظالمان راضى نيست ، زيرا كه كسى ظلم مىكند كه نداند كه ظلم بد است ، يا احتياج بظلم كردن داشته باشد و حق سبحانه تعالى عالم است و غنى و بىنياز . با آن كه حق سبحانه و تعالى به كرات و مرات در قرآن مجيد ياد فرموده است كه من ظلم بر بندگان خود نمىكنم ، و بظلم ايشان راضى نيستم ، و ظالمان را لعنت فرموده است پس چون تواند بود كه افعال بندگان فعل الهى باشد و همه اين ظلمها و فسقها را حق سبحانه و تعالى كند ، و باز ايشان را در جهنم عقاب كند .
آخر چه فايده خواهد داشت فرستادن پيغمبران و كتابها با آن كه حق سبحانه و تعالى زياده از هزار جا در قرآن مجيد افعال را نسبت به بندگان داده
هامش
« 1 » آية 9 - الشورى .
« 2 » آية 103 - الانعام .
« 3 » آيهء 91 - سورة الانعام .