از اروپاييان در اينمورد شنيدهام كه در موارد گوناگون سفراى ترك همواره بالاترين امتيازات را بدست آوردهاند . اخيرا در زمان سلطنت شاه سليمان پدر شاه كنونى ، يكى از سفراى ترك كه به منظور شرفيابى حضور شاه عازم قصر بود در ميدان قصر بواسطه ازدحام جمعيت نتوانست عبور نمايد پس شمشير خود را از نيام كشيد و دو ايرانى را بقتل رسانيد و در اينمورد تركها در صدد رسوايى و سر و صدا بودند كه شاه امر مىنمايد آنها را ساكت و آرام كنند و نسبت به اين جسارت آنها كوچكترين اعتراضى ننمود .
در اينجا خاطرات نماينده لهستان بدستم افتاد ، اين شخص چند سال قبل مأمور اين دربار شده بود تا از پادشاه ايران تقاضاى اعلام جنگ با تركها را بنمايد .
به نظر من دربار ايران در اين خاطرات به خوبى توصيف شده است و من آن را براى اطلاع آن جناب در اينجا عينا نقل ميكنم و گزارش خود را به پايان مىرسانم .
من براى آن جناب تمام حوادث مسافرتم را شرح دادم و مأموريتى كه به من محول فرموده بودند گزارش كردم . گرچه موفقيتهاى بدست آمده گوياى تمام كوششى كه براى انجام امور مبذول داشتهام ، نيست معهذا تصور مىكنم همين كافى باشد كه آن جناب بدانند كه من از هيچ تلاش و فداكارى دريغ ننمودهام .
خداوند شما را سالهاى دراز حفظ نمايد .
كنگ 25 اكتبر 1697 - گرگوريوپريرا فيدالگو
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: گرگوريو پريرا فيدالگو
ص٨٣