ما پنهان نمىماند . و اين كه خدمت ابو الحسن - حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام - گفتى كه حجّت بعد از تو كيست ، همان كه حضرتش فرمود ، بر تو حجّت مىباشد . »
در اين لحظه ، حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام فرمودند : اى پسر نافع ، تسليم او باش و به پيرويش اعتراف كن كه روح او ، روح من است و روح من ، روح رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - « 1 »
« على بن اسباط » به خدمت حضرت جواد عليه الصلاة و السلام وارد شد ، در حالى كه طول قد و قامت آنحضرت ، پنج وجب بود . « 2 » وى در اوصاف آنحضرت غرق تأمّل شد و به سر و پاى ايشان نگاه مىكرد تا براى دوستانش - در مصر - بازگو كند .
حضرت آنچه را وى در باطن خود داشت ، دانستند و حقيقت را همراه با استدلال و برهان برايش روشن نمودند . ايشان فرمودند :
« يا ابن اسباط ان اللّه اخذ فى الامامة كما اخذ فى النبوة فقال سبحانه عن يوسف : و لما بلغ اشده اتيناه حكما و علما ، و قال تعالى عن يحيى : و اتيناه الحكم صبيا . » « 3 »
« اى پسر اسباط ، خداوند نسبت به امامت ، پيمان گرفته است ؛ همانگونه كه نسبت به نبوّت . چنان كه خداوند سبحان فرموده است پيرامون يوسف : « و هنگامى كه به سنّ رشد رسيد ، او را حكم و علم داديم » و نيز پيرامون يحيى فرموده است : « به كودكى ، وى را حكم داديم » .
« محمد بن ميمون » پيش از آن كه حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام به خراسان تشريف ببرند ، در مكّه به حضورشان رسيده ، عرض كرد : من قصد رفتن به مدينه را
هامش
( 1 ) - مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 435 .
( 2 ) - مؤلف از كلمهء « خماسى » استفاده كرده و چنين توضيح داده است كه در كتاب تاج العروس ، ج 4 ، ص 141 از « ابن شميل » نقل شده است كه « رباعى » به كسى گفته مىشود كه قدّ او به چهار وجب رسيده باشد و « ليث » گفته است كه « خماسى » و « خماسيه » از صفات است و براى آن كه طول قدّش ، به پنج وجب رسيده باشد ، به كار مىرود . چنانچه مذكّرى به طول قدّ شش و هفت وجب بالغ آيد ، به او « سداسى » و « سباعى » نمىگويند .
( 3 ) - بحار الانوار ، ج 7 ، ص 207 . به نقل از كنز الفوائد ، كراجكى .