خبر ام جعفر
در يكى از روزها ، دختر « هارون الرشيد » - « امّ جعفر » - از خدمت حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام درخواست كرد تا به منزل او بروند . هنگامى كه حضرت بدان خانه درآمدند ، مورد استقبال و تكريم فراوان قرار گرفتند ، « ام جعفر » از آن حضرت تقاضا كرد تا با همسر خويش در خانهء او نزديكى داشته باشند . حضرت امام عليه الصلاة و السلام پس از آن كه وارد خانه شدند ، بدون لحظهاى درنگ از آن جا بيرون آمدند ، در حالى كه اين آيه را قرائت مىكردند :
« فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ »
« 1 »
« هنگامى كه وى را ديدند ، او را بزرگ داشتند »
« ام جعفر » عرض كرد : اى مولاى من ، چرا نعمت را بر من كامل نفرمودى ؟
حضرت فرمودند :
«
أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ »
« 2 »
« امر الهى درآمد ، پس در آن شتاب مورزيد »
و نيز افزودند : امرى رخ داد كه اعادهء آن نيكو نيست .
« ام جعفر » از « ام الفضل » راجع به آنچه اتفاق داد ، پرسيد . او گفت : اى
هامش
( 1 ) - سوره يوسف / 31 .
( 2 ) - سوره نحل / 1 .