مىبرد . وقتىكه من در بوشهر بودم ، آقاى يرويس « 1 » ، مردى كه جوانيش را وقف علم كرده بود ، در اين شهر بود . او پس از فراغت از كارهاى بازرگانى خود ، از وقتش استفادهء خوبى مىبرد . او نه تنها به فارسى صحبت مىكرد ، بلكه فارسى را مىنوشت و خوب مىخواند . او همچنين نسخههاى خطى فارسى را جمعآورى مىكرد . در ميان اين كتابها به كتاب زندگى نادر شاه « 2 » ، از منشى محرمانهء او ، ميرزا مهدى خان ، برخوردم . اين كتاب هشت سال پيش نوشته شده است و از اينروى حتى در ايران خيلى كمياب و پرارزش است . چون شخص متشخصى كه يك اثر كمياب دارد ، آن را با ميل به امانت نمىدهد و دليل اين امانت ندادن هم از خودخواهى است . صاحب كتاب هم نمىخواهد ، كتابى كه براى او خيلى گران تمام شده است صورت همگانى پيدا بكند و يا نسخهء خطى به دست كاتبين كثيف شود . و وقتىكه اين نسخه در دست معدودى كاتب قرار دارد ، آنها هم قيمت آن را بالا مىبرند . چون آنها براى رونوشت كتابهايى ، كه هر كاتب ديگر مىتواند تهيه بكند ، پول بسيار ناچيزى مىگيرند .
آنقدر از دقت ميرزا مهدى خان تعريف كردند ، كه بعد در شيراز من هم كوشيدم ، تا رونوشتى از اين كتاب را براى كتابخانهء سلطنتى به دست بياورم .
اين همان كتاب
Histoire de Nadir Scha ? h
است ، كه آقاى جونز « 3 » آن را در سال 1770 از فارسى به فرانسه ترجمه كرده است و بعد از اين ترجمه ، ترجمهء آلمانى آن در سال 1773 به نام
Geschichte des Nadir schah
در گرايفز - والد « 4 » به چاپ رسيده است .
هامش
( 1 ) .Jervis .( 2 ) . منظور جهانگشاى نادرى است ، كه در سال 1341 به كوشش عبد اللّه انوار در تهران به چاپ رسيده است .
( 3 ) .Jones.
( 4 ) .Greiffswald.