نمىكردند ، در شهر هم - مخصوصا در
B
/ بيست و پنج - انبارهايى وجود داشت .
پشت قلعه باغى زيبا وجود داشت و آشپزخانهء قلعه در انتهاى اين باغ قرار داشت .
C
/ بيست و پنج يك كاروانسرا است و ساختمانهاى سنگى ديگر محل سكونت كاركنان هلندى كمپانى هند شرقى و ارمنيها و هنديها بود و فروشندگان ايرانى و عرب ، ماهيگيرها و پيشهوران و غيره در كلبههاى بدى كه سقفشان از حصير بود و در پشت خانههاى سنگى قرار داشتند ، به سر مىبردند . بازار خارك هم در اين منطقه قرار داشت . پرتستانها و كاتوليكها در اين شهر اتاقهايى براى مراسم مذهبى خود داشتند ، اما از كشيش خبرى نبود . فقط گاهى يك كارمليت به خاطر كاتوليكها از بوشهر به خارك مىآمد . ارمنيها بيرون از شهر ، در
D
/ بيست و پنج ، كليسايى خوب و كوچك دارند . اين كليسا يك ناقوس هم دارد . چيزى كه در اين حوالى بهندرت به چشم مىخورد . از كافرهاى « 1 » آفريقا كه به صورت برده در خارك فروخته مىشدند ، بيشترشان مذهب خودشان را حفظ كرده بودند . كافرها براى شخصيت مذهبى بزرگ خود ، كه شيخ فرج ناميده مىشود ، در
E
/ بيست و پنج بناى كوچكى ساخته بودند . مراسم مذهبى آنها بيشتر عبارت است از رقص ، كه با طبل و سازهاى بد ديگرى همراهى مىشود . آنها به هنگام رقص رديفى از انبه را به پاى خود مىبندند و گمان مىكنند ، هركس با پاىكوبى بيشتر ، صداى بيشترى را ناشى بشود ، عبادت بهترى را بهجاى آورده است . اين مراسم به هنگام سفر يا مرگ يك دوست ، به مناسبت تولد و يا عروسى و غيره برگزار مىگردد .
مسلمانهاى اين جزيره بعضى سنى و بعضى شيعه هستند و پيروان هر دو مذهب به زيارت مرقد امير محمد ، پسر على ، كه در اين جزيره قرار دارد ، مىروند . مى - گويند ، به نفرين اين امامزاده يك كشتى ، كه عدهاى كافر در عرشهء خود داشت ،
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به پاورقى صفحهء 123 .