پرداخت جايزهء آل محمد عليهم السّلام را ترك نكنيد ، هر كس توانگر است به اندازه توانگريش و هر كس درويش است هم به قدر درويشى خود ، هر كه خواهد خداوند مهمترين نيازهايش را برآورد بايد با كمال نيازى كه به مال خود دارد به آل محمد و شيعيان ايشان صله و كمك دهد . چون با شما سخن حق گويند از آن خشمگين نشويد و اهل حقّ را در صورتى كه حقيقت را به رخ شما كشند دشمن مداريد زيرا مؤمن از اين كه حقّى را به رويش آورند خشمگين نگردد .
( 1 ) من يك بار در خدمت ( امام ) ابو عبد اللَّه ( صادق ) عليه السّلام بودم كه فرمود : اى مفضّل يارانت چند تنند ؟ عرض كردم : اندكند ، چون به كوفه بازگشتم به شيعيان مراجعه كردم ، جامهام را بكلّى از هم دريدند و گوشتم را ( به غيبت گويى ) خوردند و آبرويم را به باد دشنام گرفتند تا آنجا كه يكى از ايشان برابرم ايستاد و به رويم هجوم آورد و يكى ديگر در ميان كوچههاى كوفه به قصد رفتن من كمين گرفت و مرا آماج هر تهمتى ساختند چندان كه خبرش به ( حضرت ) ابى عبد اللَّه عليه السّلام رسيد . چون سال ديگر خدمتش باز آمدم نخستين سخنى كه پس از سلام به من فرمود اين بود كه :
اى مفضّل اين چه خبرى است كه به من رسيده كه آنان در حقّ تو و در بارهء تو مىگويند ؟ عرض كردم : گفتهء آنان مرا زيان ندارد ، فرمود : « آرى ، ولى براى خودشان زيانبار است ، آيا خشم آورند ؟ بدا به حالشان ، تو گفتى ، به راستى يارانت اندكند ، نه به خدا سوگند آنها ( اصلا ) شيعهء ما نيستند كه اگر شيعهء ما مىبودند از گفتهء تو خشمگين نمىشدند و از آن نمىرنجيدند . خداوند شيعيان ما را به اوصافى غير از آنچه آنها دارند توصيف فرموده ، شيعه جعفر نيست مگر كسى كه زبانش را مهار كند و براى پروردگارش ( خالصانه ) كار كند و به مولاى خود اميدوار باشد و چنان كه بايد از خدا بترسد ، واى بر آنها ، آيا در ميانشان كسى هست كه از فرط نمازگزارى چون خميدگان يا از شدت بيم از خدا واله و حيران و يا از گريستن بسيار چون نابينايى و يا از روزهدارى چون لاغر نزارى يا از خموشى و سكوت انديشناك چون لالى شده باشد ؟ يا در ميان آنها كسى هست كه شبزندهدارى به عبادت را عادت شبانه و روزهدارى را عادت روزانهء خود دارد و يا از بيم خدا و به شوق ما ، خانوادهء نبوّت ، لذّتها و نعمتهاى دنيا را از خود باز داشته باشد ؟ از كجا اينان شيعيان مايند ؟ در حالى كه در خصوص ما با دشمنانمان ستيزه مىكنند تا دشمنى آنان را بيفزايند و چون سگ زوزه مىكشند و چون كلاغ طمع ورزند ، اما من به راستى ، اگر پروا نداشتم كه آنان را نسبت به تو برانگيزم به تو مىفرمودم كه درون خانهات روى و در به روى خود بندى و تا هستى به آنان ننگرى ولى اگر آنها نزدت آمدند ايشان را بپذيرى زيرا خدا آنان را حجّتى بر ( ضدّ ) خودشان ساخته و بر ديگران نيز بدانها حجّت تمامى كرده است . » دنيا و آنچه از نعمتها و رونقها و شكوفايى و دارايى آن مىبينيد شما را نفريبد زيرا شايستهء شما نيست و به خدا سوگند كه حتّى براى اهل دنيا هم ( فريفتگى بدان ) مصلحت نباشد .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 539
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٥٣٩