بود . درين هنگام چون آگاه شد كه داود وفات يافته است ، از اتمام كتاب خوددارى كرد و آنچه نوشته بود نيز در دسترس مردم قرار نگرفت مگر آنچه را برخى از اصحاب او قبلا نوشته بودند .
يكى از اصحاب داود نقل كرده است كه داود سخن كسى را كه به ابو جعفر اهانت كرده بود قطع كرد و يك سال با او سخن نگفت .
بعد از داود ، پسرش بنام محمد كتابى در رد كتاب طبرى بطرفدارى از پدرش نوشت بنام الرد على ابى جعفر بن جرير .
خود محمد بن داود گفته است كه از آنچه ميان پدرم و ابو جعفر طبرى گذشته بود ، همواره در خاطرم چيزى بود تا آنكه روزى بر ابو بكر بن ابو حامد وارد شدم و ابو جعفر طبرى را نزد او ديدم ابو بكر بطبرى گفت اين محمد بن داود اصفهانى است .
طبرى چون مرا شناخت ، به من خوش آمد گفت و شروع كرد بستايش پدرم چنان كه من از آنچه در دل داشتم و ميخواستم بطبرى بگويم ، خوددارى كردم :
12 - كتاب رسالة البصير فى معالم الدين
- اين كتاب را براى اهل طبرستان كه درباره اسم و مسمى اختلاف كرده بودند و در رد مذاهب بدعت تأليف كرد .
13 - رسالهء معروف به كتاب صريح السنة
- درين رساله طبرى مذهب و معتقدات خود را نوشته است .
14 - كتاب المسترشد فى علوم الدين و القراآت
. [ 1 ]
15 - كتابى در تعبير رؤيا ( ناتمام )
16 - كتاب مختصر مناسك حج .
17 - كتاب مختصر الفرائض .
18 - كتاب الموجز فى الاصول
.
هامش
[ 1 ] قاموس الاعلام . )