تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال وآثار محمد بن جرير طبرى ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
طبرى در شرح حوادث و قضاياى تاريخى ايران گاهى قصه‌ها و داستانهاى تاريخى از كشورگشائى و سياست و تدبير شاهنشاهان ايران و دلاورى و شجاعت فرماندهان و سربازان ايرانى ذكر مىكند كه بهترين سند افتخار و مجد و بزرگترين شاهد تمدن و عظمت ايران باستان مىباشد . اين گونه داستانها و مطالب سودمند در تاريخ ساسانيان بيشتر ديده مىشود زيرا غير از مآخذ و منابع كه از سير الملوك و تاريخهاى قديمى ايران در دسترس طبرى بوده است ، نسبت بدورهء ساسانيان ، از جهت اينكه دو سرزمين مهم عربنشين يعنى كشور حيره ( عراق ) و يمن در آن زمان زير نفوذ و فرمان شاهنشاهان ساسانى بوده است ، از مآخذ عربى نيز كه سينه به سينه نقل ميشده ، روايات و اخبار زيادى در دسترس طبرى بوده و از آنها در تاريخ بزرگ خود استفادهء بسيار كرده است . آنچه بيشتر ارزش اين قسمت از تاريخ طبرى را تأييد مىكند استشهاد طبرى است به اشعارى از شعراى نامى عرب كه دربارهء پاره‌اى از حوادث و قضاياى تاريخى مربوط بايران سروده‌اند و در آن اشعار بعظمت و جلال و شكوه ايران و سياست و تدبير شاهان و شجاعت و ميهن دوستى فرماندهان ايران در خاك عربستان اشاره كرده‌اند . در اين جا داستانى را كه مربوط به زمان پادشاهى انوشيروان و تسلط حبشيان بر يمن و كمك خواستن مردم يمن از شاهنشاه ايران است و در آن كمك شجاعت و فداكارى فرمانده ايرانى در يمن و سربازان او نمايان است بطور خلاصه نقل و ترجمه مىشود اين داستان و نظاير آن را كه در تاريخ طبرى راجع بدوره‌هاى مجد و عظمت ايران زياد ديده مىشود شايسته است كه همهء مردم ايران بخوانند و سرمشق خود قرار دهند .

تسلط حبشيان بر يمن و كمك خواستن مردم يمن از انوشيروان

يكى از فرماندهان حبشه بنام ابرهه بر يمن حمله برد و آنجا را به تصرف در آورد . پس از او پسرش بنام يكسوم جانشين پدر شد و در زمان او حبشيان انواع ستم و تجاوز را از كشتن مردان و اسير و بىناموس كردن زنان و غارت كردن اموال