تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال وآثار محمد بن جرير طبرى ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
و حفظ كردن نسلهاى بعدى آنچه را از نسلهاى قبلى شنيده‌اند راه ديگرى براى ضبط قضايا و حوادث تاريخى نبوده ، خودش به اين موضوع تصريح كرده است ، و نيز چون در روايات و اخبار تاريخ قديم بسيارى مطالب غريب و دور از ذهن و خارج از موازين طبيعى ديده مىشود ازينرو مؤلف كتاب نيز چون خود متوجه اين معنى بوده است در مقام اعتذار از ذكر اين مطالب چنين ميگويد : « اگر ناظران و شنوندگان اخبار اين كتاب ببرخى داستانها و قصه‌ها برخورند كه عقل وجود آنها را انكار كند و سامعه از شنيدن آنها تنفر حاصل نمايد ، نبايد به من خرده‌گيرى و عيبجوئى كنند چه آنكه اين گونه اخبار را ديگران و پيشينيان براى ما نقل كرده‌اند و ما نيز آنها را چنان كه شنيده‌ايم در كتاب خود آورديم . » مؤلف در ابتداى كتاب شرحى مفيد در خصوص كيفيت و كميت زمان و تعريف آن ذكر كرده پس از آن ببيان حادث بودن زمان پرداخته و ثابت كرده كه محدث آن خداوند مىباشد ، سپس دربارهء نخستين مخلوق بر وفق احاديث و اخبار كه قلم است سخن گفته و داستان حضرت آدم و حوا و چگونگى فريب دادن ابليس آنان را بيان كرده است . بعد بذكر قصص و تاريخ يكى يكى از پيغمبران اولوا العزم و غير اولوا العزم و پادشاهان ايران و روم و ملوك الطوائف پرداخته تا آنكه رشتهء تاريخ را بمولد و مبعث حضرت رسول اكرم و نبى خاتم صلى الله عليه و آله و سلم رسانده است . پس از آن تاريخ حيات حضرت پيغمبر اكرم و نسبت شريف آن بزرگوار و ازواج و اولاد و جنگها و حوادث و قضاياى زمان آن حضرت و سيرهء آن بزرگوار و خلفا و صحابه و تاريخ اسلام را بتفصيل تا سال 302 هجرى قمرى شرح داده است [ 1 ] روش تاريخ طبرى در ذكر حوادث و وقايع بعد از اسلام سال بسال است از روى تاريخ هجرى . طبرى خود كتاب مذكور را تا حوادث سال 294 براى شاگردان و اصحابش تدريس كرده و به آنان اجازهء نقل داده است . ابن جوزى - بنقل صاحب كشف الظنون - گفته است : « تاريخ طبرى داراى مجلدات بسيار بوده و آنچه بما رسيده است مختصرى از مفصل است . »
هامش
[ 1 ] معجم الادباء ياقوت حموى .