دويست و هشتاد و دوم . كنيه اش ابو الفضل بود و مادرش كنيزى بود به نام شغب .
بيعت مقتدر در قصر معروف به حسنى بود ، وقتى بدان در آمد و تخت را نهاده ديد . بگفت تا حصير نمازى بيارند كه براى وى گسترده شد ، چهار ركعت نماز كرد و پيوسته صداى خويش را بلند مىكرد و از خدا خير مىجست . پس از آن بر تخت نشست و مردم با وى بيعت كردند . كار بيعت به دست صافى حرمى و فاتك معتضدى بود ، عباس بن حسن وزير و پسرش احمد نيز حضور داشتند ، تا بيعت به سر رفت .
پس از آن مكتفى را غسل دادند و در محلى از خانه محمد بن عبد الله طاهرى به گور شد .
طبرى گويد : به روزى كه با مقتدر بيعت كردند موجودى بيت المال پانزده هزار - هزار دينار بود ، صولى اين را ياد كرده و حكايت كرده كه موجودى بيت المال عامه ششصد هزار دينار بود .
مقتدر به روز دوشنبه ، دوم بيعت خويش ، وزير ابو احمد عباس بن حسن را خلعتهاى نكو داد و دبيرى خويش را به دو سپرد و بگفت تا او را به كنيه ياد كنند و كارها بدست وى روان شود ، كار عرضه كردن بر خويشتن را به پسرش احمد سپرد ، با دبيرى بانو مادر خويش و دبيرى هارون و محمد دو برادر خويش .
عباس مكتوبى بخشنامه وار [ 1 ] دربارهء بيعت به ولايتها و نواحى نوشت ، سپاهيان را مقررى بيعت داد ، سواران را سه ماه و پيادگان را شش ماه ، و ديوانداران را بر آنچه بودند باقى نهاد .
مقتدر ، سوسن وابستهء مكتفى را كه حاجب وى بوده بود خلعت داد و او را بر حاجبى باقى نهاد . فاتك معتضدى و موسى خازن و يمن ، غلام مكتفى ، و ابن عمرويه ، سالار نگهبانى بغداد را نيز خلعت داد ، احمد بن كيغلغ را نيز خلعت داد ، وى به روز
هامش
[ 1 ] تعبير متن : على نسخه واحده .