و هم در اين سال در ماه شوال مقتدر ، قاسم بن سيما را با گروهى انبوه از سپاهيان براى غزاى تابستانى به ديار روم فرستاد .
و هم در اين سال ، ميان مونس خادم و ليث بن على صفارى نبردى بود كه ليث در آن هزيمت شد ، سپس اسير شد و گروهى بسيار از يارانش كشته شدند و گروه فراوانى از آنها از مونس امان خواستند و ياران سلطان به نوبندجان كه ليث بر آن تسلط يافته بود درآمدند .
در اين سال فضل الله عبد الله هاشمى سالار حج شد .
( 144 آنگاه سال دويست و نود و هشتم درآمد .
سخن از حادثاتى كه به سال دويست و نود و هشتم بود
از جمله آن بود كه قاسم بن سيما به غزاى تابستانى به سرزمين روم رفت .
در اين سال مقتدر ، وصيف كامهء ديلمى را با سپاهى و جمعى از سرداران براى نبرد سبكرى ، غلام عمرو بن ليث فرستاد .
و هم در اين سال ، ميان سبكرى و وصيف كامه نبردى بود كه وصيف در آن سبكرى را هزيمت كرد و از قلمرو فارس برون راند و جمعى بسيار از ياران وى از وصيف امان خواستند ، سالار سپاه وى به نام قتال اسير شد و سبكرى با مالها و ذخيره اى كه همراه داشت به فرار سوى احمد بن اسماعيل رفت كه احمد بن اسماعيل آنچه را همراه داشت بگرفت و او را دستگير كرد و بداشت .
در همين سال ، ميان احمد بن اسماعيل و محمد بن على بن ليث نبردى بود ، در ناحيهء بست و رخج ، كه در آن احمد بن اسماعيل ، ابن ليث را اسير كرد .
در اين سال فضل بن عبد الملك سالار حج شد .
آنگاه سال دويست و نود و نهم درآمد .