« اين كار درخور قاضيان نيست « و امثال آن از مأموران پل نيز « شايسته نيست .
« در آن روز جمعهء بهترين ماهها « چه كارى از تو سر زد ! « كسى كه او را كشتى « در رمضان از پس سجده جان داد .
« اى پسران يوسف بن يعقوب « مردم بغداد از شما فريب خوردهاند « خداى جمعتان را پراكنده كند « و در زندگى اين وزير .
« ذلت شما را به من بنمايد .
« پاسخ داور عادل را « از پى نكير و منكر ، آماده كن .
« همه شما فداى ابو حازم شويد « كه در همه كارها با استقامت قرين است . » هفت روز رفته از رمضان ، زيدان سعيدى را كه از جانب بدر به پيام رسانى به نزد مكتفى مىآمده بود با آن نه كس از سرداران بدر كه به بند شده بودند و هفت كس ديگر از ياران بدر كه پس از آنها دستگير شده بودند در كشتىاى سر پوشيده بياوردند و همچنان در بند به بصره بردند و در زندان آنجا بداشتند .
گويند لؤلؤ كه كشتن بدر را عهده كرد يكى از غلامان محمد بن هارون بود كه محمد بن زيد را در طبرستان و اكرتمش را در رى كشته بود ، وى با گروهى از غلامان محمد بن هارون با امان به نزد سلطان آمده بود .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6720
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٧٢٠