رخ داده و خلق بسيار از آن مردهاند ، چندان كه مردم براى مردگان خويش كفن بدست نمىآوردهاند و در عباها و نمدها كفنشان مىكردهاند ، سپس چنان شده بود كه براى به گور كردن مردگان كسى را نمىيافتهاند ، مردگان را در راهها مىافكندهاند و رها مىكردهاند .
در اين سال ، دوازده روز مانده از صفر ، ياران طاهر ، نوادهء عمرو بن ليث صفار ، به فارس شدند و عاملان سلطان را از آنجا برون راندند .
در اين سال ، محمد بن ابى الساج ملقب به افشين در آذربيجان درگذشت ، غلامان و گروهى از ياران وى فراهم آمدند و ديوداد ، پسر محمد ، را امير خويش كردند و يوسف بن ابى الساج به مخالفت از آنها كناره گرفت .
دو روز مانده از ماه ربيع الاخر ، نامهء متصدى بريد اهواز رسيد كه در آن آمده بود كه ياران طاهر بن محمد صفارى به سنبيل شدهاند و آهنگ اهواز دارند .
در آغاز جمادى الاول ، عبد الله بن فتح كه سوى اسماعيل بن احمد فرستاده شده بود ، با اشناس ، غلام اسماعيل ، عمرو بن ليث را وارد بغداد كردند . به من گفتند كه اسماعيل ابن احمد ، عمرو را مخير كرده بود كه به نزد وى اسير بماند يا وى را به در امير مؤمنان فرستد كه فرستادن را برگزيد كه او را فرستاد .
چنان كه گفتهاند دو روز رفته از جمادى الاول ، نامهء متصدى بريد اهواز آمد كه مىگفت : نامهء اسماعيل بن احمد به نزد طاهر بن محمد صفارى رسيده و خبر داده كه سلطان وى را بر سيستان گماشته و دستور داده كه آنجا رود و او سوى طاهر مىرود به فارس ، كه با وى نبرد كند آنگاه به سيستان مىرود . طاهر نيز براى نبرد برون شده ،
( 84 و به عموزادهء خويش كه با سپاه خود مقيم ارگان بوده نوشته و دستور داده با همراهان خويش به فارس بنزد وى باز گردد .
در اين سال ، نه روز رفته از جمادى الاخر ، معتضد ، بدر وابستهء خويش را
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6709
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٧٠٩