رمضان بود .
در اين سال معتضد كس به نزد راغب ، وابستهء ابو احمد فرستاد كه به طرسوس بود و دستور داد كه در رقه به نزد وى شود . راغب به نزد معتضد شد . وقتى به رقه رسيد ، وى را يك روز در اردوگاهش واگذاشت و روز بعد او را بگرفت و بداشت و هر چه را كه همراهش بود بگرفت . خبر حادثه به روز دو - شنبه نه روز رفته از شعبان به مدينة السلام رسيد . پس از چند روز راغب بمرد .
به روز سه شنبه ، شش روز مانده از رجب ، در طرسوس مكنون ، غلام راغب و ياران وى را گرفتند و مال وى را مصادره كردند ، پسر اخشاد گرفتن آنها را عهده كرد .
ده روز مانده از رمضان همين سال معتضد ، مونس خازن را به مقابلهء بدويان به اطراف كوفه و عين التمر فرستاد ، عباس بن عمرو و خفيف اذكوتكينى و ديگر سرداران را نيز به دو پيوست . مونس با همراهان خويش برفت تا به محل معروف به نينوى رسيد و ديد كه بدويان از محل خويش برفتهاند و بعضيشان وارد صحراى راه مكه
( 73 و بعضى ديگر وارد صحراى شام شدهاند . مونس چند روزى در جاى خويش بماند ، سپس به مدينة السلام بازگشت .
در شوال اين سال معتضد و عبيد الله بن سليمان ديوان مشرق را به محمد بن - داود جراح سپردند و احمد بن محمد بن فرات را از آن برداشتند . ديوان مغرب را نيز به على بن داود جراح سپردند و ابن فرات را از آن برداشتند .
آنگاه سال دويست و هشتاد و هفتم درآمد .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6698
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٦٩٨