چنان كه گويند : هزار دينار به كسى كه اين خبر را آورده بود داده شد .
در همين سال معتضد ، كار آذربيجان و ارمينيه را به محمد بن ابى الساج داد ، وى بر آن ناحيه تسلط يافته بود . معتضد خلعتها براى او فرستاد با چند مركب .
در همين سال ، سه روز رفته از شعبان ، خبر آمد كه راغب خادم ، وابستهء موفق ، به غزاى دريا رفته و خدا او را بر كشتىهاى بسيار ظفر داده ، با همه روميانى كه در آن بودهاند ، سه هزار رومى را كه در كشتىها بودهاند گردن زده و كشتىها را بسوخته و بسيارى از دژهاى روميان را گشوده ، و همگان بسلامت باز آمدهاند .
در ذىحجهء همين سال خبر آمد كه احمد بن عيسى شيخ درگذشته و پسرش محمد بن احمد درآمد و اطراف ، بر سبيل غلبه جويى ، به كار متصرفات بدر پرداخته .
يازده روز مانده از ذى حجه همين سال معتضد از بغداد به آهنگ آمد برون شد پسرش ابو محمد و سرداران و غلامان نيز با وى برون شدند صالح
( 69 امين حاجب را در بغداد جانشين كرد و رسيدگى به مظالم و كار دو پل و چيزهاى ديگر را به دو سپرد .
در اين سال هارون پسر خمارويه و سرداران مصرى كه با وى بودند ، وصيف قاطر ميز را به نزد معتضد فرستادند ، از او مىخواستند كه مصر و شام را كه به تصرف داشتند به خراج مقطوع به آنها واگذار كند و با هارون نيز همانند پدرش رفتار كند . وصيف به بغداد آمد ، معتضد او را پس فرستاد ، عبد الله بن فتح را نيز همراه وى فرستاد كه پيامهايى را رو به رو با آنها بگويد و شرطهايى بنهد و آخر همين سال براى اين كار برون شدند .
در اين سال ، در ماه ذى حجه ، پسر اخشاد با مردم طرسوس و ديگران به غزا رفت و تا سلندو رسيد و فتح كرد ، بازگشت وى به طرسوس به سال دويست و هشتاد و ششم بود .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6694
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٦٩٤