كه اعمال كسان مبين حالشان است و پدرانشان آنها را به ضلال يا به صلاح پيوسته مىكنند . در كار خداى از ملامت ملامتگرى نهراسيد و فريب فريبكار و مكر مكار و اطاعت كسى كه اطاعتش موجب معصيت پروردگار است شما را منحرف نكند .
« اى مردم ، خداى شما را به سبب ما هدايت كرد ، ماييم كه فرمان خداى را ميان شما حفاظت مىكنيم ، ما وارثان پيمبر خداييم كه دين خدا را بپاى مىداريم ، آنجا كه متوقفتان مىكنيم ، متوقف شويد و آنچه را فرمانتان مىدهيم اجرا كنيد كه تا وقتى از خليفگان خدا و پيشوايان هدايت اطاعت مىكنيد در راه ايمان و تقوى مىرويد .
امير مؤمنان از خدا براى شما دورى از گناه مىطلبد و توفيقتان را مسئلت مىكند و از او مىخواهد ، كه شما را به هدايت و رشاد برد و دين خويش را براى شما محفوظ دارد كه وقتى به پيشگاه وى مىرويد قرين طاعت و مستوجب رحمت وى باشيد . در كار شما امير مؤمنان را خداى بس كه بر او تكيه دارد و در امورتان كه آن را عهده كرده از خداى كمك مىجويد كه امير مؤمنان را قدرت و توانى جز به وسيلهء خدا نيست و درود بر شما باد .
« ابو القاسم عبيد الله بن سليمان نوشت به سال دويست و هشتاد و چهارم . »
( 63 گويند : عبيد الله بن سليمان ، يوسف بن يعقوب قاضى را احضار كرد و دستورش داد براى جلوگيرى از تصميم معتضد تدبير كند . يوسف بن يعقوب برفت و با معتضد در اين باب سخن كرد و به دو گفت : « اى امير مؤمنان بيم دارم كه مردم آشفته شوند و به وقت استماع اين مكتوب جنبشى كنند . » گفت : « اگر مردم جنبش كردند يا سخنى آوردند شمشير خويش را در آنها مىنهم . » گفت : « اى امير مؤمنان با طالبيانى كه در هر ناحيه قيام مىكنند و بسيارى از
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6687
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٦٨٧