نوشيده بود و چنان بود كه سرمه كشيده بود . در تهيگاه وى اثر ضربتى بود . كفنش را بر او باز نهادند .
( 17 يكى از ياران ما به من گفت كه موى يكيشان را كشيده بود و ديده بود كه ريشهء آن همانند موى زنده محكم بود . گويند : در تپه اى كه اين قبرها بود چيزى بود همانند حوضى سنگى به رنگ مس كه بر آن نوشته اى بود كه دانسته نشد چيست ؟
در اين سال دستور داده شد نيم نيزه ها و علمها و سپرهايى را كه در جايگاههاى نگهبانى بود و نام عمرو بن ليث بر آن بود بردارند و نام وى را بيفكنند ، و اين يازده روز رفته از شوال بود .
در اين سال هارون بن محمد هاشمى كه ولايتدار مكه و مدينه و طايف بود ، سالار حج شد .
( 18 آنگاه سال دويست و هفتاد و هفتم درآمد .
سخن از حادثاتى كه به سال دويست و هفتاد و هفتم بود
از جمله آن بود كه يازمان در طرسوس ، به نام خمارويه پسر احمد بن طولون ، دعا گفت . چنان كه گفتهاند سبب آن بود كه خمارويه سى هزار دينار و پانصد جامه و صد و پنجاه اسب و صد و پنجاه بارانى [ 1 ] و سلاح براى وى فرستاده بود و چون اين چيزها به يازمان رسيد به نام وى دعا گفت كه پس از آن پنجاه هزار دينار براى او فرستاد .
در اول ماه ربيع الاول ميان وصيف ، خادم ابن ابى الساج ، و بربران ياران ابى الصقر ، شرى رخ داد كه نبرد كردند و چهار كس از غلامان خادم و هفت كس از
هامش
[ 1 ] كلمهء متن : ممطر . بگفتهء المعتمد بمعنى پوششى كه در باران بتن كنند و بوسيله آن از باران محفوظ مانند . ( م )