همين سال از آنجا به آهنگ بغداد برون شد .
و هم در اين سال سليمان بن وهب در حبس موفق درگذشت ، به روز سه شنبه دوازده روز مانده از صفر .
و هم در اين سال مردم فراهم آمدند و آن قسمت از دير عتيق را كه ساخته شده بود ويران كردند ، هشت روز رفته از ماه ربيع الاخر .
و هم در اين سال يك جانفروش در راه خراسان « حكميت خاص خداست » گفت و سوى دهكدهء شاهى رفت و كشتار كرد و غارت كرد .
در اين سال خبر به مدينة السلام رسيد كه حمدان بن حمدون و هارون جانفروش وارد شهر موصل شدهاند و جانفروش با كسان در مسجد جامع نماز كرده است .
در اين سال ، نه روز رفته از جمادى الاخر ، ابو العباس بن موفق به بازگشت از نبردى كه در طواحين با پسر ابن طولون داشته بود به بغداد رسيد .
در اين سال از درون مطبق نقب زدند و ذوايبى علوى را با دو كس كه با وى بودند درآوردند . براى آنها اسبانى مهيا شده بود كه هر شب به جاى مىداشتند تا برون شوند ، و به فرار برنشستند . خبرشان معلوم شد ، درهاى شهر ابو جعفر بسته شد و ذوايبى و كسانى را كه با وى برون شده بودند گرفتند . محمد بن طاهر برنشست و خبر را به موفق كه در واسط بود نوشت . موفق دستور داد دست ذوايبى و پاى وى را به خلاف يك ديگر ببرند ، كه در جايگاه پل ، در سمت غربى بريدند و داغ كردند ، به روز دوشنبه ، سه روز رفته از جمادى الاخر ، در آن وقت محمد بن طاهر بر اسب خويش آنجا بود .
( 10 و هم در اين سال صاعد بن مخلد از فارس بيامد و به ماه رجب به واسط درآمد .
موفق به همه سرداران خويش دستور داد كه از وى پيشواز كنند . كه پيشواز كردند و براى وى پياده شدند و دستش را ببوسيدند .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6629
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٦٢٩