سراپردهء غنوى به تصرف جعفر درآمد كه گويند دويست هزار دينار در آن بود .
مصريان و حنوط فروشان و قصابان را امان داد . در مسجد الحرام مكتوبى دربارهء لعن ابن طولون خوانده شد و مردم بسلامت ماندند و اموال بازرگانان نيز .
در اين سال هارون بن محمد هاشمى سالار حج بود .
اسحاق بن كنداج كه ولايتدار همه مغرب شده بود ، در اين سال از سامرا نرفت تا سال سر رسيد .
( 654 آنگاه سال دويست و هفتادم درآمد .
سخن از حادثات معتبرى كه به سال دويست و هفتادم بود
در محرم اين سال ميان ابو احمد و سالار زنگيان نبردى بود كه كار سالار زنگيان را سست كرد .
در صفر اين سال فاجر كشته شد و سليمان بن جامع و ابراهيم بن جعفر همدانى اسير شدند و زحمت كسان فاسق از پيش برخاست .
سخن از نبردى كه در محرم و صفر سال دويست و هفتادم با سالار زنگيان بود
پيش از اين از بندى كه خبيث پديد آورده بود و كار ابو احمد و ياران وى دربارهء آن سخن آورديم . گويند : ابو احمد پيوسته بنزد آن بند نبرد مىكرد تا در مورد آن به مقصود رسيد و ورود كشتى به هنگام جزر و مد ، در نهر ابو الخصيب آسان شد . ابو احمد در آنجا كه مقيم بود هر چه مىخواست به آسانى حاصل بود ، نرخها ارزان بود ، آذوقه پياپى مىرسيد و از ولايات مالها به نزد وى فرستاده مىشد .
مردم به نبرد خبيث و ياران وى راغب بودند . از جمله كسانى كه به داوطلبى به