در ماه رمضان همين سال احمد بن طولون به مردم شام نوشت و آنها را به يارى خليفه دعوت كرد . پيكى را يافتند كه آهنگ ابن طولون داشت و نامه هايى از نايب وى ، جواب ، همراه داشت كه خبرهايى در آن بود . جواب را گرفتند و بداشتند و مال و برده و اسبانى از او گرفتند .
در شوال اين سال ميان ابن ابى الساج و بدويان نبردى بود كه وى را هزيمت كردند ، سپس به آنها شبيخون زد و از آنها بكشت و اسير گرفت و سرها را با اسيران به بغداد فرستاد كه در شوال همين سال به آنجا رسيد .
( 628 يازده روز مانده از شوال اين سال جعفر مفوض ، صاعد بن مخلد را ولايتدار شهر زور و درآباذ و صامغان و حلوان و ماسبذان و مهرگان كدك و توابع فرات كرد و سرداران موسى بن بغا را به دو پيوست ، بجز احمد بن موسى و كيغلغ و اسحاق بن كنداجيق و اساتكين . صاعد نيز به روز شنبه ، هشت روز مانده از شوال ، آنچه را كه مفوض به دو سپرده بود به لؤلؤ سپرد و از جانب خويش فرمانى به ابن ابى الساج داد و ولايتهايى را كه به عهده داشت به دو واگذاشت كه وى از پيش از جانب هارون بن موفق عهده - دار انبار و راه فرات و رحبهء طوق بن مالك شده بود و در ماه رمضان آنجا رفته بود و چون اين كار به صاعد پيوسته شد وى را بر آنچه به عهده داشته بود باقى نهاد .
در آخر شوال اين سال ابن ابى الساج وارد رحبه طوق بن مالك شد . پيش از ورود مردم رحبه با وى نبرد كردند كه بر آنها غلبه يافت و احمد بن مالك سوى شام گريخت .
پس از آن ابن ابى الساج سوى قرقيسيا رفت و بدان درشد و ابن صفوان عقيلى از آن دورى گرفت .
به روز سه شنبه ، ده روز رفته از شوال اين سال ، ابو احمد با زنگيان در شهر فاسق نبردى داشت كه ثمر بخش بود و به مقصود خويش رسيد .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6578
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٥٧٨