محمد هاشمى بود كه جمعى را در حدود دو هزار كس فراهم آورد و به كمك آنها با مخزومى مقاومت كرد . مخزومى سوى عين مشاش رفت و آن را كور كرد ، آنگاه سوى جده رفت و خوردنيها را غارت كرد و خانهء مردم آنجا را بسوخت و نان در مكه دو اوقيه بدر مىشد .
در اين سال پسر زن صقلبى ، جبار روم ، برون شد و مقابل ملطيه اردو زد .
مردم مرعش و حدث با مردم ملطيه كمك كردند كه جبار هزيمت شد و او را تا سريع تعقيب كردند .
در اين سال خلف فرغانى ، عامل ابن طولون ، از ناحيهء مرزهاى شام غزاى تابستانى كرد و ده و چند هزار كس از روميان را بكشت . كسان غنيمت گرفتند و سهم هر كدام چهل دينار شد .
در اين سال هارون بن محمد هاشمى سالار حج شد ، ابن ابى الساج عامل حادثات و راهها بود .
( 613 پس از آن ، سال دويست و شصت و نهم درآمد .
سخن از خبر حادثاتى كه به - سال دويست و شصت و نهم بود
از جمله آن بود كه در ماه محرم ، علوى معروف به حرون را به اردوگاه ابو - احمد بردند ، بر شتر بود و قباى ديبايى به تن داشت با كلاهى دراز . پس از آن وى را در كشتىاى نشاندند و ببردند و در جايى نگهداشتند كه سالار زنگيان او را ببيند و گفتار فرستادگان را بشنود .
در محرم اين سال بدويان ، ما بين توز و سميرا ، راه يكى از كاروانهاى حج را بريدند و كاروانيان را لخت كردند و نزديك پنجهزار شتر را ببردند ، با بارها و مردم بسيار .