ابو احمد به سامرا نزديك شد ، معتمد به سمت غربى رفت و آنجا اردو زد . ابو احمد با همراهان خويش در جزيرهء مؤيد جاى گرفت و فرستادگان ميانشان رفت و آمد داشتند . چند روز رفته از ذى حجه معتمد به كشتىاى به دجله رفت ، برادرش ابو احمد نيز در زورقى به نزد وى شد . معتمد ابو احمد و مسرور بلخى و كيغلغ و احمد ابن موسى بن بغا
( 541 را خلعت داد و چون روز سه شنبه شد ، هشت روز رفته از ذى حجه ، كه روز ترويه بود مردم اردوگاه ابو احمد به اردوگاه معتمد رفتند ، سليمان بن وهب رها شد و معتمد به جوسق بازگشت ، حسن بن مخلد و احمد بن صالح شيرزادى فرار كردند كه دربارهء گرفتن مالهايشان و مالهاى كسانشان نامه نوشته شد ، احمد بن ابى الاصبغ بداشته شد و سردارانى كه مقيم سامرا بودند به تكريت گريختند ، ابو موسى پسر متوكل نهان شد ، پس از آن عيان شد . آنگاه سردارانى كه به تكريت شده بودند به موصل رفتند و دست به گرفتن خراج زدند .
در اين سال هارون بن محمد هاشمى كوفى سالار حج شد .
( 542 آنگاه سال دويست و شصت و پنجم درآمد .
سخن از حادثاتى كه به سال دويست و شصت و پنجم بود
از جمله نبردى بود كه ميان احمد بن ليثويه و سليمان بن جامع سردار سالار زنگيان رخ داد ، در ناحيهء جنبلا .
سخن از نبردى كه ميان ابن ليثويه و سليمان بن جامع در جنبلا رخ داد و سبب آن
گويند كه سليمان بن جامع به سالار زنگيان نوشت و وى را از وضع نهر