ابو الوزير را از آنجا برداشت .
در همين سال ، به روز پنجشنبه يازده روز رفته از ماه رمضان متوكل پسر خويش منتصر را ولايتدار حرمين و يمن و طايف كرد .
( 163 در همين سال شش روز رفته از جمادى الاخر احمد بن ابى داود فلج شد .
در همين سال يحيى بن هرثمه كه عامل راه مكه بود على بن محمد بن على رضا را از مدينه به مكه برد .
در اين سال ميخاييل پسر توفيل به مادر خويش تاخت و وى را شماس كرد و ديرنشين كرد و لغثيط را بكشت از آن روز كه دربارهء مادر خويش از او بدگمان شده بود .
در اين سال سالار حج محمد بن داود بود .
( 164 آنگاه سال دويست و سى و چهارم درآمد .
سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و سى و چهارم بود
از جمله آن بود كه محمد بن بعيث گريخت ، سپس او را از طرف آذربايجان به اسيرى آوردند و بداشتند .
سخن از اينكه چرا محمد بن بعيث گريخت ؟ و سرانجام كار وى
گويند : سبب آن بود كه متوكل در اين سال بيمار شده بود . به نزد ابن بعيث يكى بود كه خدمت وى ميكرد و خليفه نام داشت . خليفه به دو گفت كه متوكل بمرد و اسبانى براى وى آماده كرد و او با خليفه كه اين خبر را به او داده بود سوى محل خويش گريخت به آذربايجان ، محل وى مرند بود . به قولى دو قلعه داشت كه يكى