« از دولت هارون واثق « رستگارى يافت « كه از عدالت و عطاء « فيض بخش شد .
« چه نيك است دنيا كه قرين دين باشد « از احسان وى بزرگوارى عام است « و كسان در آرامش و گشايشند « بسا كسا كه دعاى بقاى او مىگويد . » و هم على بن جهم در بارهء او گفت :
« به خدا جانها به شاه واثق وثوق دارد « شاهى كه مال از او تيره روز است « اما هم صحبتش تيره روز نيست « شمشير را با وى الفت است « اما مال گرانقدر از او گريزان .
« شيرى كه از حملات وى « جنگ عبوس ، خندان مىشود .
« اى بنى عباس خدا جز اين نمىخواهد « كه شما راهبر قوم باشيد . )
( 153 گويد : قلم ، كنيز صالح بن عبد الوهاب اين اشعار را به آواز خواند ، و هم شعر محمد بن كناسه را كه گويد :
« عبوسم و محتشموار .
« و چون با اهل وفا و كرم نشينم « خاطر را آزاد نهم
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5995
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٩٩٥