كرد و از گردن خويش برداشت و خويشتن را از آن خلع كرد و همه دوستان خويش و ديگر مردمان را كه بيعتى از او به گردن داشتند ، از بيعت و پيمانهاى و قرارها و قسمهاى طلاق و عتق و وقف و حج و ديگر قسمها كه به گردنشان بود برى كرد و از همهء اين چيزها آزاد كرد و در دنيا و آخرت از آن گشايششان داد ، از آن رو كه بر او معلوم شده بود كه صلاح وى و مسلمانان اين است كه از خلافت برون شود و از آن بيزارى كند . همه شاهدان نامبرده در اين مكتوب و همه حاضران را به همه چيزهاى مذكور و موصوف در آن ، بر خويشتن شاهد گرفت ، به اختيار نه اجبار ، از آن پس كه كلمه به كلمه بر او خوانده شد و مقر شد كه همه مضمون آن را فهميده و دانسته است .
« و اين به روز دوشنبه بود ، سه روز مانده از رجب
( 392 سال دويست و پنجاه و پنجم . » معتز در ذيل مكتوب چنين نوشت : ابو عبد الله به همه مضمون اين مكتوب مقر شد و به خط خويش نوشت .
شاهدان نيز شهادت خويش را نوشتند . حسن بن محمد و محمد بن يحيى و احمد بن جناب و يحيى بن زكريا بن ابى يعقوب اصبهانى و عبد الله بن محمد عامرى و احمد بن فضل و حماد بن اسحاق و عبد الله بن محمد و ابراهيم بن محمد شاهد شدند و اين به روز دوشنبه بود كه سه روز مانده از رجب سال دويست و پنجاه و پنجم .
در سلخ رجب اين سال در بغداد فتنه اى بود و عامه بر ضد سليمان بن عبد الله طاهرى بپاخاستند .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6284
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٢٨٤