محمد بن عبد الملك زيات در بارهء او شعرى گفت به اين مضمون .
« وقتى ترا نهان كردند و دستهايى « با خاك و گل به طرف تو جنبيد ، « گفتم برو كه براى دنيا نيكو محافظى بودى « و براى دين نيكو پشتيبانى .
« امتى كه ترا از دست داده « خدايش تلافى نمىكند « مگر به كسى همانند هارون . »
( 120 مروان بن ابى الجنوب كه همان ابن ابى حفصه است گويد :
« ابو اسحاق هنگام نيمروز بمرد « و ما بمرديم « اما شبانگاه به سبب هارون زنده شديم .
« اگر پنجشنبه ، نا خوشايندى براى ما آورد « پنجشنبه ، دلخواه ما را نيز آورد . »
سخن از بعضى اخلاق معتصم و روشهاى او
از ابن ابى داود آوردهاند كه وى از معتصم ياد كرد و بسيار از او سخن كرد و وصف وى بسيار گفت و از فضيلت وى به تفصيل سخن آورد و از حوصله و نيك - سيرتى و نيكخويى و ملايمت و نيك محضرى وى ياد كرد و گفت : « يك روز كه در عموريه بوديم به من گفت : « اى ابو عبد الله در بارهء خرماى نيمرس چه گويى ؟ » گفتم : « اى امير مؤمنان ما به ديار روميم و خرماى نيمرس به عراق است . » گفت : « راست گفتى اما كس به مدينة السلام فرستادهام كه دو خوشه آورده اند