نكته ء مزبور ضمن آن جلب نظر مى كند .
أبو شامة نيز مانند ابن قتيبة اظهارنظر كرده ومى گويد :
در قرآن عربي از تمام زبانها ولهجه هاي عربي لغاتى وجود دارد ، زيرا قرآن بر تمام عربها نازل گرديد ، وخداوند
متعال به آنها رخصت داد كه مى توانند آنرا به حسب لغات مختلف خود قرائت كنند . به همين جهت قراآت مختلف در
مورد قرآن كريم پديد آمده است ( 1 ) .
گفتارى كه ضحاك از ابن عباس روايت كرده است سخن أبى شامه را تأييد مى كند . ابن عباس مى گفت : ( خداوند
متعال اين قرآن را به زبان هر قوم وقبيله أي از أقوام وقبائل عرب نازل كره است ) .
از معاصرين ، دكتر طه حسين ريشه ء اختلاف قراآت را بدينسان گزارش مى كند :
( به اختلاف ديگرى در قراآت اشاره شده كه عقل آنرا مى پذيرد ، ونقل نيز آنرا تجويز مى كند ، وضرورت
اختلاف لهجه ها كه ميان قبائل عربي ديده مى شود اين اختلاف را ايجاد مى نمايد ، قبائلى كه نمى توانند حنجره ها
وزبانها ولبهاى خود را دگرگونه سازند تا بتوانند قرآن كريم را همانگونه قرائت كنند كه پيامبر أكرم ( صلى الله عليه
وآله وسلم ) وخويشاوندان قرشي أو قرائت مى كردند . اين قبائل قرآن را بدانگونه كه تكلم مى نمودند قرائت
مى كردند ، لذا در قرائت خود ( اماله ) را به كار مى بردند كه قريش آنرا به كار نمى گرفت . ويا كلمه أي را ممدود
مى خواندند كه قريش آنرا به مد نمى خواند . ويا مقصور قرائت مى كردند كه قريش به قصر قرائت نمى كرد . ويا
سكوني را در مورد حرفي به كار مى بردند كه قريش آنرا ساكن قرائت نمى كرد . ويا ادغام واخفات ونقل را در مورد
كلماتي مورد استفاده قرار مى دادند كه قريش چنين نمى كردند ) ( 2 ) .
وهم چنين از جمله معاصرين - كه مبناى اختلاف قراآت را بدينگونه توجيه مى كردند - سه تن از دانشمندان ، به
نام : على جندي ، ومحمد صالح سمك ، ومحمد أبو الفضل إبراهيم مى باشند . اما با اين تفاوت كه اختلاف لغات
ولهجه هاي از ديدگاه آنها مربوط به تمام قراآت نيست ، بلكه اختلاف لهجه ها ولغات منشأ براي پاره أي از قراآت
مى باشد ، چنانكه در كتاب خود بدان اشاره كرده اند ( 3 ) .
اين نوع از اختلاف قراآت ظاهرا بخشي از قراآت را در بر مى گيرد كه مى توانيم اين بخش را ضمن تقرير وتأييد
نبي أكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نسبت به قراآت مسلمين مندرج سازيم .
نتيجة :
مى توان گفت : تمام عوامل ياد شده كه مصادر ومنابع اختلاف قراآت را تشكيل مى دهند ، مرجع همه ء آنها عبارت
از فعل وتقرير وتأييد نبي أكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) مى باشد . ومأخذ اختلاف أصحاب ، قراآت خود
آنحضرت است . واختلافي كه در قراآت از سوى آنحضرت ارائه شد در جهت تسهيل وتوسعه نسبت به أمت
اسلامي بوده است . وشايد حديث ( انزل القرآن على سبعة أحرف فاقرؤا ما تيسر منه ) اشاره به همين امر باشد ،
به ويژه در روايت أحمد بن حنبل ، از خالد ، از حماد ، از عاصم ، از زر ، از حذيفة مى بينيم كه رسول خدا ( صلى الله عليه
وآله وسلم ) فرمود :
( من جبرائيل ( عليه السلام ) را در كنار ( احجارالمرا ) ديدار كردم وبه أو گفتم : أي جبرائيل ! من به سوى أمتي
أمي وناآشناى به خواندن ونوشتن ، از زن ومرد وغلام وكنيز وسالخورده فرستاده شدم . جبرائيل ( عليه السلام )
به دنبال سخن آنحضرت عرض كرد : ( ان القرآن انزل على سبعة أحرف ) ( 4 ) .
هامش
1 . إبراز المعاني ، ص 478 . 2 . في الأدب الجاهلي ، ص 95 .
3 . رك : أطوار الثقافة والفكر في ظلال العروبة والاسلام 1 / 80 . 4 . فضائل القرآن : ابن كثير ، ص 30 .