5 . اختلاف در حروف كه موجب تغيير در معنى وشكل مى گردد ، مانند كلمه ء ( طلع ) در آية ء :
( وطلح منضود ) ( واقعه : 29 )
كلمه ء ( طلح ) هم به حاء : ( وطلح ) ، ونيز به عين : ( وطلع ) قرائت شده است .
* 6 . اختلاف در تقديم وتأخير ، مانند :
( وجاءت سكرة الموت بالحق . . ) ( ق : 19 )
كه به صورت ( وجاءت سكرة الحق بالموت ) ، يعنى به صورت تقديم ( الحق ) بر ( الموت ) قرائت شده است .
ونيز مانند :
( فأذاقها الله لباس الجوع والخوف . . ) ( نحل : 112 )
كه به صورت ( فأذاقها الله لباس الخوف والجوع ) ، يعنى به تقديم ( الخوف ) بر ( الجوع ) قرائت شده است .
* 7 . اختلاف در زيادة ونقصان ، مانند :
( . . وما عملت أيديهم . . ) ( پس : 35 )
كه به صورت ( وما عملته أيديهم ) نيز قرائت شده است .
ونيز مانند :
( ان الله هو الغنى الحميد ) ( لقمان : 26 )
كه به صورت ( ان الله الغنى الحميد ) نيز قرائت شده است ( 1 ) .
ابن الجزري اختلاف در أصول قرائي را به وجه أول ( يعنى به مورد اختلاف در حركاتي كه تغييري در شكل
وصورت ومعناي كلمه ايجاد نمى نمايد ) مى پيوندد ومى گويد :
( واما اختلافهائى أمثال اظهار وادغام ، وروم واشمام ، وتفخيم وترفيق ، ومد وقصر ، واماله وفتح ،
وتحقيق وتسهيل ، وابدال ونقل - كه از آنها به ( أصول ) تعبير مى شود - از آنگونه اختلافهايى نيست كه لفظ
ومعنى از رهگذر آنها مختلف ومتنوع گردد ، زيرا اين صفات گوناگون ، يعنى اظهار وادغام وأمثال آنها - از ديدگاه أو
- لفظ وكلمه را از اينكه يك لفظ وكلمه است خارج نمى سازد ، وبر فرض هم اگر بگوئيم : اختلاف اينگونه صفات
در كلمه ولفظ ، باعث مى شود كه ما نتوانيم بگوئيم يك لفظ ويك كلمه است بايد چنين اختلافي را از نوع اختلاف
مورد أول بدانيم ، يعنى در زمره ء اختلاف در حركات محسوب گردد كه به هيچوجه اختلافي در معنى وشكل كلمه
ايجاد نمى كند ) ( 2 ) .
ابن قتيبة به دنبال اين موارد هفتگانه مى گويد :
( همه ء اين وجوه را بايد كلام خداوند متعال برشمرد كه آنرا ( روح الأمين ) يعنى جبرائيل ( عليه السلام ) بر
رسولش ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نازل كرده است ، به اين دليل كه آنحضرت در هر ما هي از ماه رمضان آنچه كه
از قرآن نزد أو فرآهم مى آمد با جبرائيل ( عليه السلام ) معارضه ومقابله مى كرد ، وخداوند بر طبق مشيت به حق خود
بر آن مى افزود ويا چيزى را نسخ مى كرد ؟ ! وهر طور كه مى خواست در رابطه با قرآن كريم دستوراتى در جهت
توسعه وتسهيل بر بندگانش اعلام مى فرمود ، وازجمله ء آنها اين بود كه دستور داد هرگروهى مطابق لغت ولهجه
وعادت خود از لحاظ تلفط ، قرآن كريم را قرائت كنند ) ( 3 ) .
هامش
1 . رك : تأويل مشكل القرآن ، ص 28 ، 29 . فضائل القرآن : ابن كثير ، ص 38 ( ابن كثير ، در اين كتاب آنچه را كه باقلانى ياد كرده ، آورده
است ) . النشر 1 / 26 ، 27 ( كه در آن وجوه اختلاف را آورده ووجوهى كه ابن قتيبة وامام فخر رازي آورده اند بازگو نموده است ) . القراءات
واللهجات ، 13 - 20 ( كه همه ء وجوه را ياد كرده وميان آنها مقايسه نموده است ) .
2 . النشر 1 / 26 ، 27 . 3 . تأويل مشكل القرآن ، ص 30 .