انگيزه ء ابن مجاهد در انتخاب قراءات قراء سبعه :
مردى از وى پرسيد : أستاذ عزيز ! چرا شما قرائت ويژه أي را براي خود انتخاب نمى كنيد تا ديگران قرائت خود
را با آن منطبق سازند ، ودر نتيجة وجهي ديگر بر قراآت قراء سبعه افزون گردد ؟ ابن مجاهد در پاسخ گفت : ما بيش
از هر چيز احتياج داريم كوشش خود را در نگاهبانى آنچه أئمة ء قراآت ما بازگو كرده اند به كار گيريم ، وبه انتخاب
وجهي ديگر در قرائت نياز نداريم تا آن وجه را مردم پس از ما در قرائت قرآن كريم به كار گيرند ( 1 ) .
سخنى كه ابن جنى درباره ء ( قراآت شاذه ) ياد كرده است همين مطلب را تأييد مى كند . وى مى گويد : ( قراآت -
عليرغم سلامت وغناء آنها از لحاظ مأخذ - به دو بخش قابل تقسيم مى باشد :
1 . بخشي از آن مورد اتفاق أكثر قراء سرزمينهايى است كه مصاحف به آن سرزمينها فرستاده شد . اين بخش از
قراآت عبارت از همان قراآتى است كه أبو بكر أحمد بن موسى بن مجاهد در كتاب قراءات السبعة ء خود درج كرده
است .
2 . بخشي ديگر قراآتى است كه بايد آن را بر قراآت سبعه افزود ، ومعاصرين ما آنرا ( قراآت شاذه ) مى نامند ( 2 ) .
آنگاه ابن جنى مى گويد : ( ما قرآن كريم را به قراآت شاذه تلاوت نمى كنيم ، چون نمى خواهيم اين قراآت ميان
مردم رائج گردد ) ( 3 ) .
به نظر مى رسد عامل ديگرى در شهرت علمي قراءات سبع مؤثر بوده است ، عامل مزبور عبارت از اين است كه
ابن مجاهد كتاب مستقل وجداگانه أي را درباره ء قراآت شاذه تأليف كرد ودر نتيجة ، قراآت سبع از امتياز وشهرت
ويژه أي برخوردار گشت .
وبدينسان ، اين مرحله به صورت مبدأ پيدايش قراآت سبع ، ونيز شاذ بر شمردن ( قراآت شاذه ) در آمد .
نولدكه به همين نكته در كتاب خود اشاره كرده ومى گويد : ( مراجع ومصادر قراآت شاذه - در واقع - به مردى
مى پيوندد كه نظام قراآت مشهور ، يعنى قراآت سبع را بنياد كرد ( اين مرد ( ابن مجاهد ) مى باشد ) . وى در كنار
كتاب السبعة كتاب ديگرى را تأليف كرد كه نام آن كتاب الشواذ مى باشد ، لكن كتاب أخير از ميان رفته است ) ( 4 ) .
مقياس ومعيار ابن مجاهد در انتخاب ( قراآت سبع ) :
مقياسي كه ابن مجاهد در انتخاب قراآت سبع از آن پيروى كرده عبارت از دو امر است :
امر أول :
قارى بايد از سوى مردم هموطن خود با اتفاق نظر - از لحاظ قرائت - مورد تأييد باشد .
ابن مجاهد در كتاب السبعة مى نويسد :
( اين قراء هفتگانه ، هفت تن از مردم حجاز وعراق وشام هستند كه در قرائت ، به عنوان جانشينان تابعين
به شمارند ، وتوده ء مردم همه ء سرزمينهاى ياد شده ونيز مردم سرزمينهاى مجاور آنها قراآت آنان را مورد تأييد قرار
دادند ، البتة به استثناء مردمى كه وجوه شاذه أي را در قرائت براي خويش پسند كرده ، ودر ميان وجوهى كه از
پيشينيان روايت شده است اينان به تنهائى قرآن را بر حسب وجوه انتخابي خود قرائت مى نمودند . بديهي است نبايد
ابن وجوه شاذه را از قراآتى تلقى كرد كه توده ء مردم با آنها سرو كار دارند وقرآن كريم را بر طبق آنها قرائت مى كنند ) ( 5 ) .
هامش
1 . غاية النهاية 1 / 142 . 2 . المحتسب 1 / 32 ، 33 . 3 . همان مرجع .
4 . تاريخ القرآن : دكتر عبد الصبور شاهين ، نقل از تاريخ قرآن : نولدكه ، ط 1961 م ، ح ، 2 / 228 ، از ذيل اتوپريتزل ، وبرگشتراسر .
5 . السبعة ، ص 87 .