« و همانند عروسى بود كه « كه برون و درونش « براى هر جوانى شگفتانگيز مىنمود « مىگفتند بهشت جاويد است « و خانهء خوشدلى « و كمتر به معرض حوادث « محصولات دنيا بدان مىرسيد « و عسرت زده و عسرت زاى آن كم بود « نعيم فراوان داشت .
« و مردمش از لذتهاى آن بهره ور بودند « براى قوم باغى بود دست نخورده « كه از پى باران « گلهاى آن شكفته بود .
« اگر آبادى دنيا دوامى داشت « هر كه به عيش دلبستگى داشت « در رفاهى بود .
« خانه شاهان بود .
« كه پايه هاى ملك « در آن استوار بود « و منبرهاى ملك در آن استقرار داشت « اهل شرف و توانگرى بودند « و انجمنهاى سرفرازى
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5522
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٥٢٢